سلام 
برادر عزیز 
جناب آقای آصف
آیت الله سید کمال حیدری در این کلیپ به نواب اربعه نسبت دروغگویی داده و مطالبی گفته که مایه تعجب و تأسف بسیار است .
وی گفته است : « اگر کسی غیبت صغرا را زیر سؤال ببره چه کارش می کنن ؟ نمی گم رجم با سنگ رجم علمی که می کنن با اینکه این یک مسئله نظری است می شه روش بحث کرد که آقا آیا ما اعتقاد داریم به غیبت صغرا یا غیبت کبرا از همون روز اول از همون تاریخ ۲۶۰ هجری چی شده شروع شده میگه آقا یعنی اینا دروغ می‌گفتن ؟ آقا دروغ مصلحتی گفتن چه اشکالی داره برای حفظ دین مردم مجبور شدن بگن ما ارتباط داریم احتمالش هست ولو یک میلیاردم اصلاً اشتباه کردند ادعا می کردند اشتباه کردند مگه معصوم بودند نواب اربعه ؟ . . . می گه بابا این اگه این راه را باز کنی دیگه چیزی نمی مونه این خیلی حرف جاهلانه ای است اونم نگم علمی نیست . . . یعنی چی چیزی نمی مونه . . .  می دونی چرا بردن غیبت صغرا زیر سؤال خیلیا رو می ترسونه چون . . . بیاناتی که صادر شده « من الناحیة  المقدسة فی الغیبة الصغری » . . . همه این نامه ها ( زیر سؤال می‌ ره ) . . . ( اونوقت ) « و اما الحوادث الواقعة ارجعوا فیها الی رواة حدیثنا » مدرکی داره یا نداره »
باید عرض شود :

اولاً : وی به چه مجوزی نواب اربعه را متهم کرده است به «دروغ بستن به امام » و « جعل حدیث » 
وی می گوید : « مگه معصوم بودند نواب اربعه » آیا اگر کسی معصوم نبود دلیل می ‌شود که به او تهمت و افتراء بزنیم ؟
و در جای دیگر می گوید : « دروغ می‌گفتن احتمالش هست ولو یک میلیاردم »
مگر می شود به صرف یک احتمال کسی را متهم به دروغگویی و جعل حدیث کرد ؟ 
مگر قرآن نمی فرماید : « لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » یعنی از چیزی که به آن یقین نداری پیروی نکن ( سوره اسراء آیه ۳۶ )
و مگر نمی فرماید : « تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ » یعنی به زبانتان گرفتید و به دهانتان گفتید چیزی را که به آن یقین نداشتید و کار خود را ساده و آسان پنداشتید و حال اینکه نزد خداوند گناهی است بزرگ ( سوره نور آیه ۱۵ )

ثانیاً : نواب اربعه افرادی مورد وثوق بوده و امین و نماینده امام ع بودند و لذا این وصله ها به آنها نمی چسبد.
امام عسکری ع درباره عثمان بن سعید عمری ( نایب اول ) به احمد بن اسحاق فرمود : « العمري ثقتي فما أدى إليك عني فعني يؤدي وما قال لك عني فعني يقول فاسمع له وأطع فإنه الثقة المأمون » یعنی عثمان بن سعید عمری مورد اطمینان من است هر چه از طرف او به تو برسد از من رسیده است و هرچه او به تو بگوید از طرف من گفته است به او گوش بده و از او اطاعت کن زیرا او مورد وثوق و امین من است.

( کافی شیخ کلینی ج ١ ص ٣٣٠ )
امام زمان ع نیز فرمود : « العمري وابنه ثقتان » یعنی عثمان بن سعید عمری ( نایب اول ) و پسرش محمد بن عثمان (نایب دوم ) هر دو مورد اطمینان من هستند.

( کافی شیخ کلینی ج ١ ص ٣٣٠ )
محمد بن إسماعيل و علی بن عبد الله روایت کرده اند که بر حضرت ابی محمد امام عسکری ع داخل شدیم جماعتی از دوستان و شیعیان نزد او بودند سپس عثمان بن سعید وارد شد امام ع به او فرمود : « يا عثمان فإنك الوكيل والثقة المأمون » یعنی ای عثمان تو نماینده من و مورد اطمینان و امین من هستی ( الغیبة شیخ طوسی ص ٣۵۵ و ٣۵۶ )
وقتی ابوجعفر محمد بن عثمان حالش وخیم تر شد عده ای از بزرگان شیعه بر او وارد شدند و گفتند : « إن حدث أمر فمن يكون مكانك ؟ » یعنی اگر برایت اتفاقی بیفتد چه کسی جای تو خواهد بود ؟ در جواب گفت : « هذا أبو القاسم الحسين بن
روح بن أبي بحر النوبختي القائم مقامي والسفير بينكم وبين صاحب الامر ع والوكيل [ له ] والثقة الأمين » یعنی أبو القاسم حسين بن روح بن أبي بحر نوبختي ( نایب سوم ) قائم مقام من خواهد بود او سفیر میان شما و حضرت صاحب الامر ع است و نماینده مورد اطمینان و امین آن حضرت (الغیبة شیخ طوسی ص ٣٧١ )
محمد بن أحمد صفوانی روایت می کند : « أوصى الشيخ أبو القاسم رضي الله عنه إلى أبي الحسن علي بن محمد السمري رضي الله عنه » یعنی شیخ أبو القاسم حسين بن روح رض وصیت کرد که أبي الحسن علي بن محمد سمری رض جانشین اوست.
( الغیبة شیخ طوسی ص ٣٩۴ )

ثالثاً : دروغ مصلحتی یعنی چه ؟ ما در اسلام دروغ مصلحتی نداریم منظور سعدی هم از « دروغ مصلحت آمیز » دروغ صلح آمیز بوده که در صورت اضطرار جایز است.
امام صادق ع فرمود : « الكذب مذموم إلا في أمرين : دفع شر الظلمة وإصلاح ذات البين » یعنی دروغ مذموم و مورد نکوهش است مگر در دو چیز  :  دفع شر ظالمان ، و آشتی برقرار کردن میان مردمان ( بحار الانوار علامه مجلسی ج ۶۹ ص ۲۶۳ و مستدرک الوسائل میرزا حسین نوری طبرسی ج ۹ ص ۹۶ )
برای اصلاح مردمان یا دفع شر ظالمان هم فقط در صورت اکراه یا اضطرار دروغ جایز است.
امام صادق ع فرمود : « إذا حلف الرجل بالله تقيةً لم يضرّه . . إذا هو اكره واضطرّ إليه . . . ليس شئ مما حرّم الله إلّا وقد أحلّه لمن اضطرّ إليه » یعنی وقتی مرد از ترس جان یا مال سوگند دروغ بخورد برایش عقوبت ندارد . . . اگر مکروه باشد و به آن وادار شده باشد یا مضطر باشد و چاره ای غیر از آن نداشته باشد . . . و هیچ حرامی نیست مگر اینکه خداوند آن را برای کسی که  ناچار باشد حلال کرده است.(النوادر احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی ص ۷۵ و وسائل الشیعه آل البیت ج ۲۳ ص ۲۲۸ ) 
آنجا هم که سعدی می گوید : « دروغی مصلحت آمیز  به که راستی فتنه انگیز » ( گلستان سعدی باب اول در سیرت پادشاهان حکایت شماره یک ) آنجا « مصلحت » به معنای صلح است در مقابل « فتنه » به معنای جنگ.

رابعاً : وی از کجا می گوید که نواب اربعه مجبور شدند برای حفظ دین مردم دروغ بگویند ؟ چه اجباری وجود داشته ؟
دین مردم بدون دروغ بستن به امام زمان ع و جعل توقیعات هم حفظ می شده و لزومی نداشت که نواب اربعه حدیث جعل کنند و به امام زمان ع دروغ ببندند تازه اگر دروغ می بستند و دروغشان در می آمد نه تنها دین مردم حفظ نمی‌شد بلکه مردم با این دروغ ها از دین بر می گشتند.

خامساً : فرض کنیم نواب اربعه دروغ گفته باشند و توقیعات را خودشان ساخته باشند مگر دلیل غیبت صغری فقط توقیعات ناحیه مقدسه بوده که با زیر سوال رفتن آنها غیبت صغرا هم زیر سوال برود ؟
غیر از توقیعات ناحیه مقدسه ، احادیث بسیاری از اهل بیت عصمت ع وارد شده است که غیبت صغرا را ثابت می‌کنند.
امام صادق ع فرمود : « للقائم غيبتان يشهد في إحداهما المواسم يرى الناس ولا يرونه » یعنی برای قائم دو غیبت است که در یکی از آن دو  در اجتماعات حاضر می‌شود او مردم را می بیند اما مردم او را نمی بینند ( کافی شیخ کلینی ج ١ ص ٣٣٩)
و فرمود : « للقائم غيبتان : إحداهما قصيرة و الأخرى طويلة الغيبة الأولى لا يعلم بمكانه فيها إلا خاصة شيعته والأخرى لا يعلم بمكانه فيها إلا خاصة مواليه » یعنی برای قائم دو غیبت است یکی کوتاه و دیگری بلند در غیبت اول کسی جای او را نمی داند جز شیعیان خاص او و در غیبت دیگر کسی جای او را نمی داند جز خادمان مخصوص او

( کافی شیخ کلینی ج ١ ص ٣۴٠ و الغیبة ابن ابی زینب نعمانی ص ١٧۵ )
رسول خدا ص فرمود : « يا سلمان . . . ويكون له غيبتان أحدهما أطول من الأخرى » یعنی ای سلمان برای قائم دو غیبت است که یکی از دیگری طولانی تر است.

( کفایة الاثر خزاز قمی ص ١۵٠ )
امام صادق ع فرمود : « إن لصاحب هذا الأمر غيبتين : إحداهما تطول حتى يقول بعضهم : مات وبعضهم يقول : قتل وبعضهم يقول : ذهب فلا يبقى على أمره من أصحابه إلا نفر يسير لا يطلع على موضعه أحد من ولي ولا غيره إلا المولى الذي يلي أمره » یعنی برای صاحب الامر دو غیبت است که یکی از آن دو طول می‌کشد تا جایی که بعضی می‌گویند او مرده است و بعضی می‌گویند کشته شده و بعضی هم می‌گویند رفته است ( به آسمان ) و جز عده ای اندک از یارانش کسی بر اعتقاد به او باقی نمی ماند غیر از خادمی که کارش را می کند احدی اعم از دوست و غیر دوست از جای او اطلاع نخواهد داشت.

( الغیبة ابن ابی زینب نعمانی ص ١٧۶ و الغیبة شیخ طوسی ص ۶١ و ١۶١ )
آن حضرت به حازم بن حبيب فرمود : « يا حازم إن لصاحب هذا الأمر غيبتين يظهر في الثانية » یعنی ای حازم صاحب الامر دو غیبت دارد که در غیبت دوم ظهور می کند.

( الغیبة ابن ابی زینب نعمانی ص ١٧٧ و الغیبة شیخ طوسی ص ۴٢٣ ) 
ابن ابی زینب نعمانی گوید : « هذه الأحاديث التي يذكر فيها أن للقائم ع غيبتين أحاديث قد صحت عندنا » یعنی این احادیثی که می گویند برای قائم ع دو غیبت است از نظر من احادیثی صحیح است.

( الغیبة ابن ابی زینب نعمانی ص ١٧٨ ) 
امام صادق ع فرمود : « للقائم غيبتان إحداهما أطول من الأخرى » یعنی برای قائم دو غیبت است که یکی از آن دو از دیگری طولانی تر است.

( دلائل الامامة محمد بن جریر طبری شیعی ص ۵٣٠ )
و امام باقر ع فرمود : « لقائم آل محمد غيبتان إحداهما أطول من الأخرى » یعنی برای قائم آل محمد دو غیبت است که یکی از دیگری طولانی تر است.

( دلائل الامامة محمد بن جریر طبری شیعی ص ۵٣۵ ) 
امیر المؤمنین ع فرمود : « وإن للقائم منا غيبتين إحداهما أطول من الأخرى. . . وأما الأخرى فيطول أمدها حتى يرجع عن هذا الامر أكثر من يقول به فلا يثبت عليه إلا من قوى يقينه وصحت معرفته ولم
يجد في نفسه حرجا مما قضينا وسلم لنا أهل البيت » یعنی برای قائم ما دو غیبت است که یکی از دیگری طولانی تر است . . . زمان آن قدر طول می کشد که اکثر کسانی که به او اعتقاد داشتند از این اعتقاد برمی‌گردند بر این اعتقاد ثابت قدم نمی ماند مگر کسی که یقینش قوی و معرفتش درست باشد و در دلش از چیزی که ما حکم کنیم دلتنگی و ناراحتی نیابد و به ما اهل بیت تسلیم محض باشد.

( کمال الدین و تمام النعمة شیخ صدوق ص ٣٢٣ )
امام صادق ع فرمود : « إن لأبي الحسن ع غيبتين إحداهما تقل والأخرى تطول »  یعنی برای حضرت أبي الحسن ع دو غیبت است که یکی زمانش اندک است و دیگری طول می‌کشد تا جایی که کسانی می آیند که خیال می کنند او مرده است.

( الغیبة شیخ طوسی ص ۵٧ )
و فرمود : « إن لصاحب هذا الامر فيه غيبتين واحدة قصيرة والأخرى طويلة » یعنی برای صاحب الامر دو غیبت است یکی کوتاه و دیگری بلند.

( الغیبة شیخ طوسی ص ١۶٣ )

سادساً : فرضاً توقیع « وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا » جعلی و ساختگی باشد مگر دلیل رجوع مردم به فقها فقط همین توقیع است.
غیر از این توقیع ، احادیث بسیاری از اهل بیت عصمت ع رسیده است که مردم در جایی که دسترسی به امام ع ندارند دینشان را از عالمان و فقیهان پرهیزکار بگیرند .
رسول خدا ص فرمود : « إن الله لا يقبض العلم انتزاعا ينتزعه من الناس ولكن يقبض العلم بقبض العلماء حتى إذا لم يبق عالم اتخذ الناس رؤساء جهالا فسئلوا فأفتوا بغير علم فضلوا وأضلوا » یعنی خداوند علم را نمی گیرد طوری که از مردم کنده شود بلکه با گرفتن عالمان علم را می گیرد تا اینکه عالمی باقی نماند آنگاه مردم عده ای جاهل را به ریاست دین بر می ‌گزینند و از آنها سؤال می کنند آنها نیز بدون علم و دانش فتوا می دهند آنها خود در گمراهی بسر می برند و مردم را نیز گمراه میکنند.

( دعائم الاسلام قاضی نعمان مغربی ج ۱ ص ۹۶ و تحف العقول عن آل الرسول ابن شعبه حرانی ص ۳۷ و صحیح بخاری ج ۱ ص ۳۴ و صحیح مسلم نیشابوری ج ۸ ص ۶۰ و تفسیر امام عسکری ص ۵۳ )
امیرالمومنین ع فرمود : « تعلموا العلم قبل أن يرفع أما إني لا أقول هكذا ورفع يده ولكن يكون العالم في القبيلة فيموت فيذهب بعلمه ويكون الآخر في القبيلة فيموت فيذهب بعلمه  فإذا كان ذلك اتخذ الناس رؤساء جهالا يفتون بالرأي ويتركون الآثار فيضلون ويضلون فعند ذلك هلكت هذه الأمة » یعنی علم را یاد بگیرید قبل از اینکه بالا برود نه مانند این دست من که بالا می رود یعنی قبل از اینکه عالمِ این قبیله بمیرد و علمش را ببرد  و عالم قبیله دیگر هم بمیرد و او هم علمش را ببرد آنگاه مردم جاهلان را به ریاست دین برمی‌گزینند و آن جاهلان به رأی و هوای خود فتوا می دهند و آثار باقیمانده از خدا و رسول را رها می کنند  هم خودشان گمراهند و هم مردم را به گمراهی می کشانند  آنوقت این امت هلاک می شود.

( دعائم الاسلام قاضی نعمان مغربی ج ۱ ص ۹۶ )
حسن بن علی بن یقطین گوید : به امام رضا ع عرض کردم : «جعلت فداك اني لا أكاد أصل إليك أسألك عن كل ما أحتاج إليه من معالم ديني أفيونس بن عبد الرحمن ثقة آخذ عنه ما احتاج إليه من معالم ديني ؟  یعنی فدایت کردم من به شما دسترسی ندارم تا از معالم دین سؤال کنم آیا یونس بن عبدالرحمن فرد موثقی است تا از او معالم دین را بگیرم ؟ امام ع فرمود : « نعم » یعنی آری.

( رجال کشی شیخ طوسی ج ۲ ص ۷۸۴ )
علی بن مسیب گوید : به امام رضا ع  عرض کردم : « شقتي بعيدة ولست أصل إليك كل وقت فممّن آخذ معالم ديني ؟  »  یعنی مسافتم دور است و همیشه به شما دسترسی ندارم معالم دین را از چه کسی بگیرم ؟ امام ع فرمود : « من زكريا
ابن آدم القمي المأمون على الدين والدنيا » یعنی از زکریا ابن آدم قمی که در دین و دنیا امین است.

( اختصاص شیخ مفید ص ۸۷ )
امام عسکری ع روایت می کند که امام صادق ع فرمود : «وكذلك عوام أمتنا إذا عرفوا من فقهائهم الفسق الظاهر ، والعصبية الشديدة والتكالب على حطام الدنيا وحرامها . . .  فمن قلد من عوامنا مثل هؤلاء الفقهاء فهم مثل اليهود الذين ذمهم الله بالتقليد لفسقة فقهائهم ، فأما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه ، حافظا لدينه ، مخالفا على هواه ، مطيعا لأمر مولاه ، فللعوام أن يقلدوه ، وذلك لا يكون إلا بعض فقهاء الشيعة » یعنی عوام امت ما نیز مانند عوام یهود خواهند بود  وقتی که در فقیهان خود فسق آشکار و تعصب شدید و حرص دنیا را ببینند . . . هر یک از عوام ما از امثال این فقیهان تقلید کند  مانند عوام یهود است که خداوند آنان را به علت تقلید از فقیهان فاسق مذمت کرده است اما هریک از فقیهان که خود را از معصیت نگاه دارد و دینش را حفظ کند و با هوای نفس مخالفت کرده و از امر مولایش اطاعت کند که این فقط در بعضی از فقیهان شیعه وجود دارد بر عوام است که از چنین فقیهی تقلید کنند. ( احتجاج شیخ طبرسی ج ۲ ص ۲۶۴ و تفسیر امام عسکری ع ص ۳۰۰ )