پاسخ به شبهات برقعی درباره اصول دین و توسل به ائمه اطهار(ع)

سید ابوالفضل رضوی قمی معروف به علامه برقعی از علمای معروف شیعه بود که متاسفانه به وهابیت گرایش پیدا کرد و به عقیده عده ای از مذبذبین بود. و بر ضد تشیع تا جایی که توانست شبهاتی در اصول اعتقادی شیعه مطرح می کرد. پس از مرگش عده ای از اساتید بزرگوار ما همچون مرحوم حاج تقا رضای فریدونی بسیاری از شبهات ایشان را با تکیه بر کتاب و منابع مورد قبول اهل سنت و وهابیت جواب داده اند. کلیپ اخیر نمونه ای از شبهات برقعی در اشکال به عقاید تشیع است که بنده پس از یافتن آن را به اساتید بزرگوارم ارائه دادم که در ابتدا توجه شما کاربران گرامی را به آن در زیر جلب می نمایم:

برای دانلود کلیپ مورد نظر اینجا​​​​​​​ کلیک نمایید.

پس از دیدن موارد فوق به پاسخ هایی که به آن توسط اساتید بزرگوارم داده به ادامه نوشته مراجعه نمایید.

ادامه نوشته

بررسی درستی توسل و شفاعت و میزان هرکدام از آنها بر مبنای روایات شیعه و اهل سنت

در مطالب قبلی درستی توسل و شفاعت را بر مبنای آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) بررسی کرده بودیم. در اینجا میخواهیم ابتدا نظریه پیشوایان اهل سنت را درباره این موضوع مطرح کرده و بر مبنای روایات آنها درستی توسل و شفاعت را اثبات و با روایات شیعه تطبیق دهیم. برای نمونه در کلیپ زیر  مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان  در نماز جمعه مورخ ۱۳۹۱/۱۱/۲۷ گوید : « هیچ جایی خدا نفرموده . . . به کس دیگر متوسل شوید . . . این مخلوق است که واسطه می‌خواهد خدا واسطه نمی خواهد . . . خدا را بدون واسطه ندا کنید. » در جواب این  بی ایمان که با قرآن آشنایی ندارد باید گفت خداوند کریم در آیه ۳۵ سوره مائده امر فرمودند برای تقرب به خدا واخذ حاجت وسیله قرار داده است وان وسیله برگزیدگان خدا هستند.

برای دیدن کلیپ مورد نظر اینجا کلیک نمایید.

پس از آن توجه شما کاربران گرامی را به پاسخ این ایراد ایشان توسط اساتید بزرگوارم در ادامه نوشته جلب می نمایم.

ادامه نوشته

معرفی کتابهایی سودمند از مجموعه سلسله مباحث وهابیت شناسی

با سلام و درود خدمت همه شما کاربران گرامی مجموعه پیش رو کتابهایی در زمینه وهابیت شناسی هستش که به معرفی ساختارها و باورهای آن می پردازد. در حال حاضر شش کتاب برای ارائه در وبلاگ قرار داده شده که انشاالله در آینده بر تعداد آنها افزوده خواهد شد. ما را از نظرات و پیشنهادات خود بهرمند سازید با آرزوی توفیقات روز افزون برای همه شما کاربران عزیز و گرامی.

ادامه نوشته

بررسی نسب و تبار مادر امام رضا(ع) حضرت نجمه خاتون(س)

اخیرا گروهی از مذهبیون خواه روحانی و یا غیر روحانی برای هر موردی که به عنوان باور اعتقادی برای جامعه مسلمین به ارمغان می آورند بدون اکتفا به اسناد متقن و محکم و نیز استدلالهای قوی و منطقی صرفا به یکسری شباهتهای ظاهری و منابع ضعیف اکتفا می نمایند که این حالت می تواند از روی ساده اندیشی و حماقت خود این دسته و یا احمق پنداشتن جامعه مسلمین باشد یا اینکه دستهایی در پشت پرده برای ایجاد سیاستهایی برای خودشان در جهت گرفتن ماهی از آب گل آلود باشند که یکی از این اهداف و سیاست ها خالی کردن ظواهر و ارزشهای دینی از نظر محتوا و موارد ارزشهای والای انسانی و یا معرفت واقعی خداوند و اهل بیت(ع) در جهت بندگی خداوند است. برای نمونه کلیپی درباره نسب و تبار مادر حضرت امام رضا(ع) حضرت نجمه خاتون(س) در اینجا آوردم که به خوبی گویای واقعیت گفته شده در بالاست.

برای دیدن کلیپ مورد نظر اینجا کلیک نمایید.

سپس توجه شما عزیزان را به پاسخهای اساتید بزرگوارم به آن در ادامه نوشته جلب نموده و در نهایت همگی ما باید با در نظر گرفتن واقعیت فوق همیشه حواسمان را به خطرهایی که از طرف دشمنان در کمین باورهای اعتقادی ماست جمع کنیم و در راه عبادت و معرفت خداوند متعال کوشا باشیم انشاالله.

ادامه نوشته

🌹 شاهکار امیرالمومنین (ع) در پاسخ به " یک سوال "🌹🍀

از معجزات اهل بیت(ع) یک مورد آن است که دریای علمند ولی برای سوال هر نفر جواب خاصی متناسب با شرایط او دارند اگرچه ده ها و یا صدها نفر فقط درباره یک موضوع سوال بپرسند. اگر تمام آن پاسخ ها را در یک مجموعه قرار دهیم تازه بخشی از موضوع برای ما می تواند روشن شود و بقیه موارد را تا خود ایشان نگویند همچنان در پس پرده غیبت باقی بمانند. برای نمونه مورد آورده شده در ادامه نوشته سوالی است درباره اینکه علم بهتر است یا ثروت؟ خیلی از ما مردم بهترین جوابی که به آن می دهیم آن است که علم بهتر است با ثروت! اما پاسخ امیرالمومنین(ع) نشان گر تفاوت آشکار ایشان با جامعه بشری و اعجاز در کلامشان است که درنگ و تامل در آنها بسیار جای درس و رشد برای همه انسانها دارد. با این مقدمه توجه شما کاربران گرامی را به پاسخ حضرتش به این سوال و تامل درباره آنها در ادامه نوشته جلب می نمایم.

ادامه نوشته

معرفی دسته ای از شیعیان با نام (المتحابّون فی الله)  و جایگاه آنان در روز قیامت

﷽ ✅در کلیپی که در انتهای این متن آوردم از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده است: 📖 لوْ کشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ یقِینا ؛ اگر پرده ها کنار بروند، بر یقین من افزوده نخواهد شد 📚بحار الأنوار، ج46، ص135. 👈بنابراین آن حضرت به بالاترین درجه یقین رسیده است. 🔻برخی از وهابی ها با استناد به آیه {وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کیفَ تُحْی الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَکنْ لِیطْمَئِنَّ قَلْبِی}(بقرة/260) که حضرت ابراهیم از خداوند خواست نحوه زنده کردن مردگان را با چشم خود ببیند تا قلبش مطمئن شود، 🔻اشکال کرده اند که: اگر روایت امام علی علیه السلام درست باشد، نتیجه اش این میشود که مقام امام علی علیه السلام از حضرت ابراهیم هم بالاتر باشد، با اینکه حضرت ابراهیم پیامبر است ولی امام علی(ع)نه!!! ✔️در حالی که در منابع اهل سنت روایت صحیح السندی وجود دارد که خداوند بندگانی دارد که پیامبر نیستند؛ اما پیامبران و شهداء به مقام آنها غبطه میخورند: «إِنَّ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ عِبَادًا لَیسُوا بِأَنْبِیاءَ، یغْبِطُهُمُ الْأَنْبِیاءُ وَالشُّهَدَاءُ...». 📚صحیح ابن حبان، ج2، ص332، مخرجا، ت الأرنئوط ➖➖➖➖➖➖➖ 🚩

برای دیدن کلیپ مورد نظر اینجا کلیک نمایید. 

پس از آن توجه شما کاربران گرامی را به پاسخ اساتید بزرگوارم درباره مطالب آورده شده بالا در ادامه نوشته جلب می نمایم.

ادامه نوشته

جایگاه کسانی که محبت جبت و طاغوت را در دل خویش دارند

🔥 👊🏼به خدا قسم، اگر در قلب جبرئيل و ميكائيل هم چيزى از محبّت آن دو نفر باشد، خدا آندو فرشته را با صورت داخل آتش جهنم می اندازد

1) عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:‏ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ بِشَفِيرِ النَّارِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ، فَيَصِيحُ صَائِحٌ‏ مِنَ‏ النَّارِ: يَا رَسُولَ اللَّهُ! أَغِثْنِي يَا رَسُولَ اللَّهِ ثَلَاثاً. قَالَ: فَلَا يُجِيبُهُ. قَالَ: فَيُنَادِي: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ثَلَاثاً أَغِثْنِي فَلَا يُجِيبُهُ. قَالَ: فَيُنَادِي: يَا حُسَيْنُ يَا حُسَيْنُ يَا حُسَيْنُ أَغِثْنِي، أَنَا قَاتِلُ أَعْدَائِكِ. قَالَ: فَيَقُولُ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ: قَدِ احْتَجَّ عَلَيْكَ. قَالَ: فَيَنْقَضُّ عَلَيْهِ كَأَنَّهُ عُقَابٌ كَاسِرٌ. قَالَ: فَيُخْرِجُهُ مِنَ النَّارِ. قَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: وَ مَنْ هَذَا جُعِلْتُ فِدَاكَ؟ قَالَ: الْمُخْتَارُ. قُلْتُ لَهُ: وَ لِمَ عُذِّبَ بِالنَّارِ وَ قَدْ فَعَلَ مَا فَعَلَ؟ قَالَ: إِنَّهُ قَالَ: كَانَ فِي قَلْبِهِ مِنْهُمَا شَيْ‏ءٌ، وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَوْ أَنَّ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ كَانَ فِي قَلْبَيْهِمَا شَيْ‏ءٌ لَأَكَبَّهُمَا اللَّهُ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمَا. (بحار الأنوار، ج‏45، ص339 به نقل از سرائر)
سماعه گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: موقعى كه روز قيامت فرا مي رسد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و اميرالمؤمنين و حسن و حسين علیهم السلام از کنار جهنّم عبور خواهند كرد. پس شخصى از داخل جهنم است سه مرتبه فرياد مي زند: يا رسول اللَّه! به فريادم برس! ولى آن حضرت جوابى به او نمی دهند. پس سه مرتبه فرياد مي زند: يا امير المؤمنين! به فريادم برس! و آن حضرت نیز جوابى به او نمی دهند. در ادامه سه مرتبه فرياد مي زند: يا حسين! به فريادم برس، من قاتل دشمنان تو مي باشم. در این هنگام رسول خدا صلّی الله علیه و آله به حسین بن علی علیه السلام مي فرمايد: وى بر تو احتجاج نمود. پس حسین بن علی عليه السلام همچون عقاب شكارى به فريادش مي رسد و او را از آتش بیرون می کشد.
سماعة گفت: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: فدايت شوم آن شخص كه در آتش است كيست؟ فرمود: مختار است. گفتم: براى چه در آتش معذّب است در حالی که قاتلين حسین بن علی را كشت!؟ فرمود: براى اينكه یک چیزی از محبت آن دو نفر در قلب وی بود. قسم به آن کسی که محمّد صلّی الله علیه و آله را به حق مبعوث کرد، اگر در قلب جبرئيل و ميكائيل هم چيزى از (محبّت) آن دو نفر باشد، خدا ايشان را از با صورت داخل آتش جهنم می اندازد. 

2) عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: يَجُوزُ النَّبِيُّ الصِّرَاطَ يَتْلُوهُ‏ عَلِيٌّ وَ يَتْلُو عَلِيّاً الْحَسَنُ وَ يَتْلُو الْحَسَنَ الْحُسَيْنُ. فَإِذَا تَوَسَّطُوهُ، نَادَى الْمُخْتَارُ الْحُسَيْنَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! إِنِّي طَلَبْتُ بِثَأْرِكَ. فَيَقُولُ النَّبِيُّ لِلْحُسَيْنِ علیه السلام: أَجِبْهُ، فَيَنْقَضُّ الْحُسَيْنُ فِي النَّارِ كَأَنَّهُ عُقَابٌ كَاسِرٌ فَيُخْرِجُ الْمُخْتَارَ حُمَمَةً، وَ لَوْ شُقَّ عَنْ قَلْبِهِ لَوُجِدَ حُبُّهُمَا فِي قَلْبِهِ. (تهذیب الأحکام، ج1، ص 466-467)
حضرت صادق علیه السلام فرمود: (در قیامت) رسول خدا صلّی الله علیه و آله و به دنبالش، امیرالمؤمنین، حسن بن علی و حسین بن علی علیهم السلام از پل صراط عبور می کنند. وقتی به میانه آن رسیدند، مختار به حسین بن علی علیه السلام می گوید: ای اباعبدالله! من خون تو را طلب کردم (و انتقام گرفتم). پس رسول خدا صلّی الله علیه و آله به حسین بن علی علیه السلام می فرمایند: پاسخش را بده. در این هنگام حسین بن علی عليه السلام همچون عقاب شكارى به آتش رفته و مختار با روی سیاه خارج می شود. (دلیل این امر آن است که) اگر قلب مختار شکافته شود، محبّت آن دو نفر در قلبش یافت می شود.
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»

ثواب شگفت انگیز لعن بر جبت و طاغوت

مرحوم علاّمه حاج میرزا ابوالفضل طهرانی، در کتاب «شفاءالصدور فی شرح زیارۀ العاشور» می نویسد:
فاضل زاهد ورع، آخوند ملامحمدکاظم هزار جریبی که از تلامذه استاد اعظم آقای بهبهانی قدّس سرّه بوده، و خود از فضلای محدّثین و عرفای محصّلین است، در کتاب « جمع الفضائح لأرباب القبایح» از ابوحمزه ثمالی رضی الله عنه حدیث نقل می کند که وی از امام همام، زین العابدین و سیّدالساجدین علیه السلام روایت کرده که فرمود:
مَن لَعَنَ الجِبتَ وَ الطّاغُوتَ لَعنَۀً واحِدَۀً، کَتَبَ اللهُ لَهُ سَبعِینَ اَلفَ اَلفِ حَسَنَۀٍ، وَ مَحَی عَنهُ سَبعِینَ اَلفَ اَلفِ سَیّئَۀٍ، وَ رَفَعَ لَهُ سَبعِینَ اَلفَ اَلفِ دَرَجَۀٍ؛ وَ مَن أمسَی یَلعَنُهُما لَعنَۀً واحِدَۀً کَتَبَ لَهُ مِثلَ ذَلِکَ. قالَ اَبُوحَمزَۀ: فَمَضَی مَولانا عَلیُّ بنُ الحُسَین علیه السَّلام، فَدَخَلتُ عَلَی مَولینا اَبِی جَعفَر مُحَمَّدٍ الباقِر علیهِ السَّلام فَقُلتُ: یا مَولای! حَدیثٌ سَمِعتُهُ مِن اَبیکَ، فَقالَ: هاتِ یَا ثُمالِی! فَأعَدتُ عَلَیهِ الحَدیثَ، فَقالَ: نَعَم یا ثُمالی! أتُحِبُّ أن أزِیدَکَ؟ فَقُلتُ: بَلی یا مَولای! فَقالَ: مَن لَعَنَهُما لَعنَۀً واحِدَۀً فِی کُلّّ غَداۀٍ، لَم یُکتَب عَلَیهِ ذَنبٌ فِی ذلِکَ الیَومِ حَتَّی یُمسِیَ، وَ مَن أمسَی وَ لَعَنَهُمَا لَم یُکتَب لَهُ ذَنبٌ فِی لَیلَۀٍ حَتَّی یُصبِحَ. قالَ اَبُوحَمزَۀ: فَمَضَی اَبُوجَعفَرٍ علیه السَّلام، فَدَخَلتُ عَلَی مَولینَا الصَّادق علیهِ السَّلامُ فَقُلتُ: حَدیثٌ سَمِعتُهُ مِن أبیکَ وَ جَدَّک، فَقالَ: هاتِ یا اباحَمزَۀ! فَأعَدتُ عَلَیهِ الحَدیثَ، فَقالَ: حَقّاً یا اَباحَمزِۀ! ثُمَّ قالَ: وَ یَرفَعُ لَهُ اَلفَ اَلفِ دَرَجَۀٍ، ثُمَّ قالَ: إنَّ اللهَ واسِعٌ کَرِیمٌ.
امام سجّاد فرمود: هرکس جبت و طاغوت را در روزی یک دفعه لعنت کند، خدای تعالی هفتاد هزار هزار حسنه برای او بنویسد و هفتاد هزار هزار گناه از او محو می کند و هفتاد هزار هزار درجه برای او بلند کند؛ و هرکس شب یک دفعه آن دو را لعنت کند، همین ثواب در دیوانش نوشته شود. ابوحمزه گوید: چون علیّ بن الحسین علیه السلام درگذشت، بر مولای خود ابوجعفر امام محمّد باقر علیه السلام داخل شدم و گفتم: ای مولای من! حدیثی از پدر تو شنیدم فرمود: بگو، من حدیث را بازگو کردم، فرمود: چنین است ای ثمالی! دوست داری که من زیاده بر این بگویم؟ عرض کردم: بلی ای مولای من! فرمود: هر کس یک بار لعنت کند آن دو را در هر صبح، آن روز را بر او گناهی نوشته نشود تا شام کند، و هر که شب یک بار آن دو را لعنت نماید، آن شب بر او گناهی نوشته نشود تا صبح کند. ابوحمزه می گوید: چون باقر علوم النبیین درگذشت، به خدمت مولای خود صادق آل محمد صلّی الله علیه وآله شتافتم و گفتم: مولای من! حدیثی از پدرت و جدّت شنیده ام، فرمود: بیار ای ابوحمزه! من حدیث را خواندم، فرمود: حق است ای ابوحمزه! آنگاه فرمود: و بلند می شود برای او هزارهزار درجه (یعنی علاوه برآنچه ذکر شد) و خداوند، واسع العطا و کریم است. (شفاءالصدور فی شرح زیارۀ العاشور، ج2، ص378-380)
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»

مناظره‌ای کوتاه از حضرت رضا علیه‌السلام در بُطلان خلافت غاصبین

عدّه‌ای از محضر امام_رضا صلوات‌الله‌علیه درخواست کردند که در حضور مأمون عباسی ملعون در مناظره‌ای در موضوع امامت شرکت کنند و حضرت نیز پذیرفتند؛ آن مجلسی تشکیل شد و یحیی بن ضحّاک سمرقندی (از علمای عامه) برای مناظره با ایشان انتخاب و دعوت شد.

امام علیه‌السلام فرمودند: «ای یحیی بپرس.» یحیی گفت: «شما بپرسید ای پسر رسول خدا، تا ما به سؤال شما افتخار کنیم!» حضرت فرمودند:

 «ای یحیی، نظر تو درباره کسی که ادّعا می‌کند راستگوست، ولی به راستگویان (حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام) نسبت دروغگویی می‌دهد، چیست؟! آیا چنین کسی راستگو و پیروِ دین حقّ است یا دروغگوست؟!»

یحیی مدّتی به فکر فرو رفت و چیزی نگفت؛ مأمون گفت: «چرا جواب نمی‌دهی؟!» یحیی گفت: «سؤالی از من پرسیدند که نمی‌توانم پاسخ دهم!» مأمون از حضرت رضا علیه‌السلام پرسید: «منظورتان از این سؤال چه بود؟»

امام علیه‌السلام فرمودند: «من با کنایه از یحیی پرسیدم اگر ابوبکر راستگو بوده (شما می‌گوئید ابوبکرِ صدّیق!)، پس راویانِ صادق و راستگو که گفته‌اند ابوبکر روزی بر فراز منبر رسول_خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله اعلام کرد:

♨️ "وَلِيتُكُم وَ لَستُ بِخَيرِكُم!" (شما مرا امیر بر خود قرار دادید، در حالی که من بهتر از شما نیستم!) [۱]

باید این سخن نیز راست باشد و اگر این سخنِ ابوبکر راست است، می‌گوئیم امیر باید بهتر از رعیّت باشد، در نتیجه ابوبکر امام نیست!

همچنین از قول او نقل کرده‌اند که گفته است:

🔻 "أَنَّ لِي شَيطَاناً يَعتَرِينِي!" (من شیطانی دارم که مرا وسوسه می‌کند و گرفتارش هستم!) [۲]

اگر ابوبکر راستگوست، پس این سخن هم راست است، در نتیجه نمی‌تواند امام باشد، چون #شیطان توانایی تصرّف در امام الهی را ندارد!

و نیز از عُمَر نقل کرده‌اند که گفته است: 

💢 "كَانَت إِمَامَةُ أَبِي بَكرٍ فَلتَةً وَقَى اللَّهُ شَرَّهَا فَمَن عَادَ إِلَى مِثلِهَا فَاقتُلُوهُ!" (امامتِ ابوبکر، یک کارِ ناگهانی و اشتباه بود که خداوند ما را از شرّ آن حفظ کرد! پس هر که این کار را تکرار کرد، او را بکُشید!) [۳]

اگر #عمر راستگو بود، پس امامت ابوبکر به نظر عمر هم صحیح نبوده و اگر دروغ گفته، پس خودش هم برای زعامت و رهبری مسلمین لیاقت نداشته است!»

سخن حضرت که به اینجا رسید، مأمون لعنة‌الله‌علیه چنان عصبانی و برآشفته شد که بی‌مقدّمه فریادی کشید که همه‌ی آن جمع، پراکنده شدند؛ سپس به بنی‌هاشم رو کرد و گفت: «مگر نگفته بودم او (حضرت رضا علیه‌السلام) را شروع کننده‌ی بحث قرار ندهید و بر علیه او جمع نشوید؟! اینها علمشان، علم رسول خداست!»

📚 منابع شیعه:
مناقب (ابن‌شهرآشوب)، ج۴، ص۳۵۱
بحار الانوار (علامه‌مجلسی)، ج۱۰، ص۳۴۸

📚 منابع عامه:
[۱] الإنباء فی تاریخ الخلفاء (ابن‌عمرانی)، ص۴۷
[۲] منهاج السّنة (ابن‌تیمیة)، ج۸، ص۲۶۶
[۳] صحیح بخاری، ج۸، ص۱۶۸، ح۶۸۳۰

🔥 «لعن الله قاتلي فاطمة الزّهراء.»

دلایل مشروعیت دعا در کنار قبور صالحان 

✅دلیل اول : سنت پیامبر 

1 . طلب عافیت در کنار قبور
 
👈پیامبر اکرم هنگام زیارت قبور می فرمودند: 
السلام علیکم أهل الدیار من المومنین و المسلمین و إنا إن شاء الله بکم لاحقون أنتم لنا فرط و نحن لکم تبع أسأل الله العافیة لنا و لکم 

سلام بر شما ساکنان مومن و مسلمان این سرزمین و ما ان شاء دلایل مشروعیت دعا در کنار قبور صالحان الله به شما ملحق می شویم شما پیشرو ما هستید و ما به دنبال شما هستیم، از خداوند برای خودمان و شما طلب عافیت میکنم.

📚نسائی، احمد بن علی، السنن الکبری، ج9، ص400

👈در این حدیث پیامبر در کنار قبور مسلمین برای خود دعا کرده است 

2 . آموزش دعا در کنار قبور 

👈مسلم در صحیحش نقل می کند: پیامبر اکرم هنگام خارج شدن برای زیارت قبور آموزش می داد. حضرت به آنها می فرمودند که بگویند: السلام علیکم أهل الدیار من المومنین و المسلمین و إنا إن شاء الله للاحقون و نسأل الله لنا و لکم العافیه، 

(سلام بر شما ساکنان مومن و مسلمان این سرزمین و ما به خواست خدا به شما ملحق میشویم و از خداوند برای خودمان و شما عافیت می طلبیم.) 

📚(نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج2، ص671: ابن ابی شیبه، عبد الله بن محمد، المصنف فی الأحادیث و الآثار، ج3، ص360) 

👈در این حدیث پیامبر به اصحاب خود تعلیم داده است که هنگام زیارت قبور برای خودشان و مردگان دعا کنند. همچنین در روایتی آمده است که " فأقبل علیهم بوجهه" یعنی پیامبر در حال زیارت رو به قبور می ایستادند نه رو به قبله. 

📚( ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، ج2، ص360)

3 . حضور طولانی در کنار قبور 

👈عایشه می گوید: از آغاز شب پیامبر را ندیده بودم..... جست و جو کردم و ایشان را در بقیع یافتم که می فرمودند: السلام علیکم دار قوم مومنین....... اللهم لا تحرمنا أجرهم و لا تضلنا بعدهم 

( سلام بر شما ای مومنان..... خدایا ما را از پاداش آنها محروم نکن و پس از آنان گمراهمان نساز)

📚( طیالسی، سلیمان بن داوود، مسند أبی داوود الطیالسی، ج3، ص48 ) 

👈از روایت معلوم می شود پیامبر مدت طولانی( از آغاز شب تا پاسی از شب را ) در قبرستان بقیع مشغول دعا بودند و با وجود فضلیتی که مسجد النبی دارد، حضرت بقیع را برای عبادت انتخاب کردند و در آنجا به زیارت و دعا پرداخته اند. همچنین در حدیث دیگری عایشه نقل می کند: پیامبر را تعقیب کردم تا اینکه به قبرستان بقیع آمد و در آنجا برای مدت طولانی توقف کرد. 

📚( نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج2، ص669) 

 4 . درخواست رحمت در کنار قبور 

👈عایشه می گوید: پیامبر اکرم فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و عرضه داشت پروردگارت فرمان داده است که به قبرستان بقیع برو و برای اهل قبور طلب رحمت کن. من نیزهمراه حضرت به بقیع رفتم و گفتم: ای رسول خدا من چگونه برای آنها استغفار کنم؟ ایشان فرمودند بگو: السلام علی أهل الدیار من المومنین و المسلمین و یرحم الله المستقدمین منکم و المستاخرین 
( سلام بر ساکنان مومن و مسلمان این سرزمین خدا گذشتگان و آیندگان ما را رحمت کند )

📚 ( نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج2، ص669)

❇️دلیل دوم : اقتضای شرافت مدفن اولیای الهی 

طبق روایات مسجد الحرام یکی از برترین و مقدس ترین مکان های روی زمین است اما برخی مکان های همین مسجد مانند: ناودان، حجر اسماعیل، بین رکن و مقام شرافت بیشتری دارد. از سویی دیگر در منابع شیعه و سنی آمده است که حضرت اسماعیل و هاجر در حجر دفن شده اند 

📚(محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج1، ص52، کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج4، ص295)  

👈طبری نیز می نویسد: قبر حضرت نوح، هود، صالح، و شعیب بین زمزم، رکن و مقام واقع شده است. 

📚(طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تقسیر القرآن، ج1، ص448)

از مقایسه برخی روایات با یکدیگر می توان دریافت که علت شرافت برخی از مکان ها بر برخی دیگر بخاطر این است که اولیا الهی در آن مکان دفن شده اند و شرافت هر مکانی به اشخاصی است که در آن مکان هستند. 

هم چنان که علمای اهل سنت اتفاق نظر دارند که محل دفن پیامبر اکرم برترین نقطه روی کره زمین است و در مورد محل دفن پیامبر گفته اند: آن مکان برترین نقطه روی زمین و حتی از مسجد الحرام و کعبه و حتی گرامی تر از آسمان ها و عرش است. 

📚( قاضی عیاض، عیاض بن موسی، الشفاء، ج2، ص213، شنقیطی، محمد خضر، کوثر المعانی الدراری، ج11، ص143 )

پس همانگونه که محل دفن پیامبر برترین مکان وری زمین است و دارای شرافت خاصی است دلیل شرافت برخی از مکان ها در مسجد  الحرام نیز دفن اجساد اولیا در آن مکان ها است از این رو دعا کردن و نماز خواندن در آن مکان ها فضلیت بیشتری دارد. 

👈قرآن کریم نیز می فرماید: لا أقسم بهذا البلد و أنت حل بهذا البلد. سوره بلد آیه 1و 2 
(قسم می خورم به این شهر در حالی که تو در آن جای داری) 

بیضاوی و زحلی در تفسیر این آیه می گویند: خدای سبحان به مکه سوگند یاد کرده است و دلیل عظمت این سوگند را به وجود پیامبر در آن شهر مقید کرده است تا بفهماند که شرافت مکان به خاطر شرافت اهل آن است. 

📚(بیضاوی، عبد الله بن عمر،انوار التنزیل و اسرار التاویل، ج5، ص313، زحیلی، وهبه، التفسیر المنیر، ج30، ص243)

❇️نتیجه : دعا و عبادت در کنار قبر پیامبر و قبور اولیا نه تنها نا مشروع نیست بلکه دارای فضبیت بیشتری از سایر مکان ها می باشد. و اگر دعا کردن در کنار قبور اولیا با سایر مکان ها تفاوتی نداشت پیامبر به بقیع نمی رفتند و در آنجا دعا نمی کردند. وهابیان خودش به سفارش پیامبر عمل نمی کنند و با فهم نادرستشان مسلمانان را به گمراهی می کشانند.

معنای دعا ( بخش2)

📗ب) معنای صحیح «الدعاء هو العباده»

🔹وهابیت با استناد به روایاتی از این دست بر این باور هستند که هر دعایی عبادت محسوب می شود.
اشکال وهابی ها در برداشت نادرست از این روایت و به ویژه از «ال» داخل بر «دعاء» است. 

🔸بر اساس قواعد ادبیات عرب، «ال» مفید دو معنا است:

1️⃣ جنس: همه افراد جنس خود را شامل میشود به گونه ای که میتوان بجای آن از کلمه «کُل» استفاده نمود
 مانند: إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿العصر: ٢﴾ که انسانها همه در زیانند.

2️⃣ عهد: بیان گر این است که مقصود گوینده از افراد آن، قبلا مشخص شده است. 
 مانند «كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَىٰ فِرْعَوْنَ رَسُولًا ﴿١٥﴾  فَعَصَىٰ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا ﴿المزمل: ١٦﴾ همان گونه که به سوی فرعون رسولی فرستادیم! (۱۵) (ولی) فرعون به مخالفت و نافرمانی آن رسول برخاست. 

🔸بر اساس تفسیر وهابیت، «ال» داخل بر «دعاء» مفید جنس  استغراقی است. به این معنا که جنس دعا یا همه افراد دعا را شامل می شود.

⬅️ لازمه این تفسیر این است همه افراد دعا باید عبادت باشند که در نتیجه شامل هرگونه دعایی حتی دعای انسان حی و حاضر و قادر نیز می شود. در حالی که حتی وهابیت این ادعا را قبول ندارند و دعای انسان حی و حاضر و قادر را جایز می دانند.

⬅️ همچنین بر اساس این تفسیر سایر اقسام دعا که در قرآن مجید ذکر شده، باید عبادت باشد در حالی که هیچکسی این سخن را قبول ندارد زیرا نمی توان دعای استعمال شده در معنای استعانت، سوال، قول، نداء، ادعاء و عذاب را(کهدقبلا گذشت) به معنای عبادت دانست.
 مثلا آیه «وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ ﴿البقرة: ٢٣﴾» را اینگونه ترجمه کرد: گواهان خود را - غیر خدا - برای کمک عبادت کنید!

⬅️ در نتیجه «ال» در این عبارت به معنای «عهد» است و مراد از آن دعایی است که مورد نظر گوینده بوده و مخاطب نیز به آن علم داشته است.
 
👈در تایید این تفسیر می توان به خود روایت «الدعاء هو العباده» اشاره کرد. متن اصلی این روایت اینگونه است:

✳️ عنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «الدُّعَاءُ هُوَ الْعِبَادَةُ»، ثُمَّ تَلَا {وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ} [غافر: 60]
📚سنن ترمذی، ج 5 ص 80

🔄نعمان بن بشیر از رسول خدا(ص) نقل می کند که حضرت فرمودند: دعا همان عبادت است و سپس این آیه را تلاوت کردند: «و گفت خدای شما که مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم»

🏷 مفسرین در تفسیر این آیه گفته اند که دعای در این آیه به معنای عبادت است زیرا در ادامه آیه بیان می شود «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»  همانا کسانی که برای عبادت من تکبر می ورزند، به زودی با ذلت و خاری وارد جهنم می شوند.

⭕️ در نتیجه «ال» در «دعاء» نمی تواند دارای معنای جنس یا استغراق باشد بلکه به معنای عهد است و مراد از آن دعایی است که با نیت تعبد و اعتقاد به الوهیت و ربوبیت دعاشونده اداء شود که در این صورت این دعا خودش عبادت می شود.
الدعاء هو العباده

📗ج) معنای صحیح آیاتی که نهی از دعای دون الله می کنند

🔹وهابیت با استناد به آیاتی که مشرکین را از دعای دون الله(خواندن و صدا زدن غیر خدا) نهی می کند، به این نتیجه رسیده اند که توسل، استغاثه، استشفاع و... شرک است.

🔸با نگاهی به تفسیر این دسته از آیات می بینیم که دعا در این آیات به معنای صدا زدن و خواندن نیست، بلکه به معنای عبادت کردن است.
در واقع خداوند در این آیات از عبادت و پرستش دون الله نهی می کند. 
چنانچه قبلا نیز بیان شد در عبادت، قصد تعبد، اعتقاد به الوهیت و ربوبیت مخضوع له باید وجود داشته باشد.

🚫هیچ شک و تردیدی نیست که مسلمانان هیچگاه هنگام توسل و استغاثه و...، در فکر عبادت و پرستش مستغاث نیستند و مقایسه این فعل مسلمانان با مشرکین از خطاهای آشکار وهابیت است.

🚫 وهابیت با استناد به این آیات که از عبادت غیر خدا نهی می کنند، اینگونه نتیجه می گیرند که نباید غیر خدا را صدا بزنیم. در حالی که در آیات مربوطه، دعا به معنای عبادت است یعنی نباید غیر خدا را عبادت کنیم.

👈 اگر در این آیات دعا را به معنای صدا زدن و خواندن بگیریم، اشکال اصلی متوجه خود وهابیت می شود. زیرا از دیدگاه آنان دعای انسان حی و حاضر و قادر جایز است در حالی که بر اساس این دسته از آیات، این دعا نیز باید شرک باشد چونکه انسان حی حاضرِ قادر، دون الله محسوب می شود و خداوند از دعای دون الله نهی کرده است. 👉

🏷 نکته قابل توجه اینکه عموم مفسران نیز در تفسیر این آیات تصریح کرده اند که دعا در این آیات به معنای عبادت است و نه صرف صدا زدن و خواندن.

💠 در نتیجه دعا در این آیات به معنای عبادت کردن است و خواندن و صدا زدن غیر خدا تنها در صورتی که با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت و با نیت تعبد باشد، شرک است اما اگر بدون این اعتقاد و قصد باشد، هیچ اشکالی ندارد.

❇️شواهد قرآنی، روایی و تاریخی زیادی مشروعیت این عمل را تایید می کنند که در مباحث بعدی به آنها اشاره می کنیم.
 

دعا و معنای آن (بخش1)

آیا هر دعایی عبادت است؟

🔻شبهه:
روایاتی وجود دارند که هر دعایی را عبادت می داند «الدعاء هو العباده»؛ پس هرگاه کسی غیر خدا را می خواند و دعا می کند، در واقع او را عبادت می کند.

 همچنین آیاتی در قرآن مجید وجود دارند که که نهی از دعا و خواندن غیر خدا می کنند مانند: «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ﴿الجن: ١٨﴾»  و اینکه مساجد از آن خداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید!

👈در نتیجه وقتی مسلمانان اولیاء و صالحین را می خوانند و از آنها استمداد می طلبند، غیر خدا را عبادت کرده اند و مشرک شده اند.

❇️پاسخ:
🔹 سوال اصلی که در این شبهه وجود دارد این است که آیا هر دعایی عبادت است؟

🔸پاسخ به این سوال را در چند مرحله بیان می کنیم:

📗الف) در قرآن مجید دعا در معانی گوناگونی استعمال شده است:

1️⃣ استعانت(طلب یاری): «وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿البقرة: ٢٣﴾»
 و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، برای کمک فرا خوانید اگر راست می‌گویید!

2️⃣ سؤال و تقاضا: «وَقَالُوا يَا أَيُّهَ السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ ﴿الزخرف: ٤٩﴾» گفتند: «ای ساحر! پروردگارت را به عهدی که با تو کرده بخوان که ما هدایت خواهیم یافت!»

3️⃣ قول(گفتگو): «فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا إِلَّا أَن قَالُوا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿الأعراف: ٥﴾»
 و در آن موقع که عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنی نداشتند جز اینکه گفتند: «ما ظالم بودیم!»

4️⃣ نداء: «قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنذَرُونَ ﴿الأنبياء: ٤٥﴾»
 بگو: «من تنها بوسیله وحی شما را انذار می‌کنم!» ولی آنها که گوشهایشان کر است، هنگامی که انذار می‌شوند، سخنان را نمی‌شنوند!

5️⃣ عبادت: «وَلَا تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ ﴿يونس: ١٠٦﴾» 
جز خدا، چیزی را که نه سودی به تو می‌رساند و نه زیانی، مخوان! که اگر چنین کنی، از ستمکاران خواهی بود!

6️⃣ ادعاء: «أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا ﴿مريم: ٩١﴾»
 از این رو که برای خداوند رحمان فرزندی قائل شدند!.

⭕️در نتیجه تنها یک قسم از دعا در قرآن به معنای عبادت است و نمی توان همه اقسام دعا را عبادت دانست.

بررسی شبهات وهابیت موضوع شِّدِ  رَحال

☑️پاسخ به شبهه سفر برای زیارت

 وهابیان بر خلاف اهل سنت و سایر مسلمین، سفر برای زیارت را حرام می دانند😳


👈در این فایل سعی شده تا جوانب این شبهه مورد بررسی قرار گیرد.

برای دانلود فایل اینجا کلیک نمایید.

معرفی کتاب فرماندهان تکفیر

ادامه نوشته

معرفی کتاب جواهر الكلام في معرفة الإمامة و‌‌ الإمام

ادامه نوشته

معرفی کتاب مظلومیت حضرت زهرا (س)

📚📘مظلومیت حضرت زهرا ﴿س﴾
غصب فدک و هجوم به خانه وحی در اسناد معتبر اهل سنت
🖋حسین قربانی دامنابی

در کتاب حاضر ابتدا مختصری درباره جایگاه رفیع حضرت زهرا (سلام الله علیها) در روایات معتبر اهل سنت سخن گفته شده و سپس در بخش‌های دیگر کوشیده شده مظلومیت آن حضرت در قضایای غصب فدک و هجوم به خانه شان را از باب قاعده الزام، به طور مستدل از روایات معتبر و اقوال علمای بزرگ اهل سنت اثبات نموده و در نهایت در بخش پایانی، به مهم ترین شبهات مطرح شده در این باره پاسخ داده شود.

برای دانلود کتاب اینجا کلیک نمایید.

ایرادات و شبهات وارد شده بر سجده بر خاک و پاسخ آنها

💢سوال
چرا شیعیان در نماز فقط پیشانی را بر خاک میگذارند اما بقیه عضو ها را بر فرش؟ مگر نمی گویند سجده(که با گذاشتن هفت عضو بر زمین تحقق می یابد) باید بر خاک یا هر آنچه از خاک است باشد؟ 

❇️پاسخ

👈آنچه که در سجده شرط است بر خاک یا آنچه از زمین روییده گذاشته شود، پیشانی است نه سایر اعضاء، و برای سایر اعضاء همین که در هوا معلّق نباشند کافی است. و در هیچ روایتی نیامده که مثلا برای گذاشتن زانو بر زمین، باید لباس را بالا بزنند!

💢سجده در لغت به معنای قرار دادن پیشانی بر روی خاک است (نه ما بقی اعضا ). 

▪️در کتب لغت آمده است:
سَجَدَ يَسجُد سُجُوداً: وَضَعَ جَبْهَتَه على الأَرضِ. (سجده کرد یعنی: پیشانی را بر زمین گذاشت).
📚تاج العروس ج5 ص6

سَجَدَ سُجُوداً، كقَعَدَ: تَطَامَنَ، و خَضَعَ، و ذَلَّ و وَضَعَ جبهتَهُ على الأَرضِ، فهو ساجِدٌ. (سجده کرد یعنی: تواضع کرد و پیشانی را بر زمین گذاشت).
📚الطراز الأول ج5 ص 415

▪️از روایات شیعه و سنی نیز چنین برداشت می شود که سیره رسول الله این بوده است که در سجده، پیشانی را بر خاک یا آنچه از خاک می روییده قرار می دادند ولی در مورد سایر اعضا گفته نشده که باید بر خاک باشند.

👈محدّث نوری از امام صادق علیه السلام نقل می کند: شایسته است که نمازگزار، پیشانی اش را مستقیماً بر زمین بگذارد... .
�ینبغی للمصلّی أن یباشر بجبهته الأرض...�

📚مستدرک الوسائل، ج4، ص 14، باب دهم از ابواب �ما یسجد علیه�، حدیث2

👈از ابو وائل نقل شده است كه مي گفت : پيامبر اکرم را ديدم كه وقتي سجده مي كرد، پيشاني و بيني اش را بر زمين مي نهاد.
�رأيت النبي إذا سجد وضع جبهته وأنفه علي الأرض�

📚أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 3 ، ص 36، و مسند احمد، ج 4، ص 315، 317 .

👈عیاض بن عبدالله نقل می کند: پيامبرکرم مردي را ديد كه بر قسمتي از عمامهء خود سجده مي كرد ، آن حضرت با دستش اشاره كرده كه عمامه ات را بالا بكش و بر پيشاني اش اشاره كرد (یعنی بر پيشاني ات سجده كن).

�رأي رسول الله صلي الله عليه وسلم رجلا يسجد علي كور عمامته فأومأ بيده: ارفع عمامتك ، وأومأ إلي جبهته�.

📚السنن الكبري ، ج2 ، ص105.

👈و از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده است كه فرمود: هر گاه خواستيد سجده كنيد، بايد عمامه را از پيشاني تان كنار بزنيد.
�إذا كان أحدكم يصلي فليحسر العمامة عن جبهته�

📚السنن الكبري، ج2، ص105.

👈مسلم از عايشه نقل مي كند: رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم به من فرمودند به من خمره ی سجده را بده... .
�...نَاوِلِينِي الْخُمْرَةَ مِنْ الْمَسْجِدِ...�

📚صحيح مسلم، ج 1، ص 168.

 🔻 مقصود از خمره، تكه اي كوچك و بافته است كه از برگ خرما درست مي شود و در بين آن نخ عبور داده مي شود و كوچك است به اندازه ای که نماز گذار بر آن سجده می کند... .

�...الخمرة شئ منسوج يعمل من سعف النخل ويرمل بالخيوط وهو صغير علي قدر ما يسجد عليه المصلي... �.

📚غريب الحديث، ابن سلام، ج 1، ص276و277.

💢شبهه:
آیا سجده بر مهر نشانه بت پرستی نیست؟ 

❇️پاسخ

👈برخی از افراد بی اطلاع به شیعه به خاطر سجده بر مهر اشکال می گیرند. در حالی که اگر سجده بر مهر(خاک) بت پرستی باشد، پس سجده بر فرش و هر چیز دیگری نیز بت پرستی و فرش پرستی است.

💢پرستش زمانی حاصل می شود که اعتقاد به الوهیت و ربوبیت نسبت به مهر یا هر چیز دیگری وجود داشته باشد و هیچ کس این چنین اعتقادی ندارد.

🔻اینکه شیعیان پیشانی را بر خاک (مهر) یا آنچه از خاک می روید می گذارند بخاطر تاسی از سیره رسول الله است زیرا پیامبر نیز بر خاک یا آنچه از خاک روییده سجده می کردند.

👈از ابو وائل نقل شده است كه مي گفت: پيامبر اکرم را ديدم كه وقتي سجده مي كرد، پيشاني و بيني اش را بر زمين مي نهاد.
�رأيت النبي إذا سجد وضع جبهته وأنفه علي الأرض�.

📚أحكام القرآن، الجصاص، ج 3، ص 36، و مسند احمد، ج 4، ص 315، 317.

👈از ابن عباس نقل شده است كه مي گفت: پيامبر اکرم بر سنگ سجده مي كرد.

�أن النبي صلي الله عليه وآله وسلم سجد علي الحجر�

📚اين روايت را حاكم نيشابوري در المستدرك ، ج 3 ، ص473 نقل و آن را تصحيح کرده است.

👈همچنين بخاري و مسلم نقل كرده اند: ... رسول خدا بر روي خمره(حصيري) سجده مي فرمودند.
�كَانَ النَّبِيُّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّي عَلَي الْخُمْرَةِ�

📚صحيح البخاري ، ج1، ص 101، كتاب الصلاة، باب الصلاة علي الخمرة، صحيح مسلم، ج 2، ص 128، كتاب الصلاة، باب فضل صلاة الجماعة.

👈زبيدي در تاج العروس مي نويسد: وقتي مي گويند فلان كس بر روي خمره نماز خواند؛ يعني بر روي حصير كوچكي كه از برگ درخت خرما درست مي شود و با خط به هم متصل مي گردد.

�و يقال: صلي فلان علي الخمرة، وهي حصيرة صغيرة تنسج من السعف، أي سعف النخل وترمل بالخيوط�.

📚تاج العروس، الزبيدي، ج6، ص365

 👈محمد بن سعد در الطبقات الكبري مي نويسد: مسروق، هر وقت كه به مسافرتي مي رفت، مقداري از خاك با خود بر مي داشت تا در كشتي بر آن سجده كند.

�حدثنا محمد قال كان مسروق إذا خرج يخرج بلبنة يسجد عليها في السفينة�.

📚الطبقات الكبري، محمد بن سعد، ج 6، ص 79.

بررسی و پاسخ به شبهه نبودن عبارت (اشهد انّ علیاً ولّی الله) در اذان

💢شبهه: شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه روایتی از معلّی بن خنیس نقل کرده که عبارات اذان در آن  آمده است، در حالی که جمله «اشهد أنّ علیّا ولیّ الله» جزء آنها نیست!
📚وسائل الشیعة، ج4، ص643، ط اسلامیة.

👈همچنین شیخ صدوق مفوّضه را لعنت کرده است که در اذان، جملاتی همچون «اشهد أنّ علیّا ولیّ الله» را اضافه کرده اند.

📚من لا یحضره الفقیه، ج1، ص290، ت غفاری، ط دفتر انتشارات قم، 1413 ق.

👈علامه حلّی نیز می گوید: 
وامّا آنچه که در اخبار نادر نقل شده است مبنی بر اینکه اَشهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللهِ... (جزء أذان و اقامه است) از آن اقوالی است که نمیتوان به آن اعتماد کرد.
📚منتهی المطلب، ج4، ص381، ط الجدیدة.

💢پاسخ اول

💠نکته أوّل: در روایت اول، معلی بن خنیس است که ضعیف می باشد! «ضعيف جدّاً لا يعوّل عليه»

📚تفرشی، نقد رجال، ج4، ص395، ط موسسه آل البیت.
📚ابن داود حلی، کتاب الرجال، ص279، ط منشورات الشریف الرضی.
📚رجال نجاشی، ص417، ت شبیری زنجانی، ط موسسة النشر الإسلامی.

✔️جدا از ضعف روایت، در صورت صحیح بودن نیز مشکلی وارد نمیکند چون:

تمامى فقهاى شيعه بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه شهادت بر ولايت امام على علیه السلام جزء اذان نيست ولذا هنگامى كه فصول اذان را مى شمارند، «اشهد أنّ علیّا ولیّ الله» را جزء آن ذکر نکرده اند.

📚مقنعة/ص100 ـ الرسائل للشريف المرتضى /ج3/ص30 ـ كافي للحلبي/ص120 ـ المراسم العلويّة/ص 67 ـ المعتبر/ص165و166 ـ المنتهى/ج 4/ص374 ـ مجمع الفائدة والبرهان/ج2/ص 170 و... .

💠نکته دوّم: اگر فردى شهادت سوم را به عنوان جزئى از اذان بگويدكار حرامى مرتكب شده وگناه كرده است. ولی اگر بدون قصد جزئیت بگوید، مستحب است(یعنی معتقد باشد که این جمله، جزء اذان نیست).

💠نکته سوم: شیخ صدوق قصدشان این بوده است که مفوّضه، این فقرات را به عنوان جزء اذان و جزء اقامه و به قصد ورود داخل کرده‌اند.

 لذا شیخ صدوق تصریح می کند که این عبارت‌ جزء اذان وحی شده به نبی گرامی اسلام نیست نه اینکه گفتن آن مطلقا اشکال دارد(هرچند به نیت جزئیت در اذان هم نباشد).

کما اینکه شهید ثانی و علامه حلی نیز میگویند اگر شهادت ثالثه را جز اذان بدانیم بدعت است(نه اینکه اگر گفته شود، ولو بدون نیت جزئیت، اشکال دارد).

✔️بنابراین فرمایش این علما با فتاوی دیگر فقها(که گفتن «اشهد أنّ علیّا ولیّ الله» در اذان را مستحب دانسته اند) هیچ تناقضی ندارد.

👈برای مثال: آیت الله مکارم شیرازی در رساله خود، «اشهد أنّ علیّا ولیّ الله» را در ضمن جملات اذان ذکر نمی کند ولی در جای دیگر، به استحباب شهادت به ولایت مولا علی در اذان فتوا داده است.

💢پاسخ دوم:

💠نکته أول:
در کتب شیعه و سنی روایاتی وجود دارد، که در کنار شهادت به رسالت پیامبر اکرم، نام امام علی علیه السلام نیز آمده است!

🔅علمای اهل سنت از پیامبر اکرم نقل کرده اند: 
وقتي كه من به آسمان برده شدم بر عرش نوشته شده بود كه خدايي جز خداي يگانه نيست ؛ محمد فرستاده اوست ؛ او را با علي پشتيبانی نمودم .
📚علامه امینی، الغدیر، ج2، ص50.

🔅از ابن مسعود - در ذيل آيه 45 سوره زخرف - از رسول خدا روايت شده است كه فرمود : 
اي محمد از فرستادگان قبل از خودت بپرس كه به چه شرطي فرستاده شده اند؟ پرسيدم به چه شرطي فرستاده شده اند؟ پاسخ داد: بر ولايت تو و ولايت علي بن ابي طالب.

📚حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث، ص95، ت معظم حسین، ط دارالکتب العلمیة، 1397 ق.

🔅از حذيفه از رسول خدا روايت شده است كه فرمودند : اگر مردم مي دانستند چه زماني علي را به اميري مومنان انتخاب كردند، برتري او را انكار نمي کردند. او زماني امير مومنان شد كه آدم بين روح و جسد بود... .

📚الفردوس بالمأثور الخطاب، ج3، ص354، ت زغلول، ط دار الکتب العلمیة، 1406 ق.

👈همچنین در روایات متفق علیه آمده است که: من کنت مولاه فعلی مولاه ـ انت ولیّ کلّ مومن بعدی ـ شأن نزول آیه ولایت و... .

💠نکته دوم: بنابراین، شهادت بر ولایت امام علی علیه السلام  در قرآن و روایات، دارای اصل می باشد.

فلذا گرچه به عنوان جملات اذان، وارد نشده است، ولی گفتن آن در اذان نه به عنوان جزئیت، بلکه به عنوان شعاری اسلامی، ممدوح و پسندیده است(مثل اینکه در نماز، بعد از ذکر رکوع، ذکر صلوات گفته شود).

💠نکته سوم:  این مسئله بسیار متفاوت است از اینکه جمله ای از اذان حذف شود.

👈مثل حذف حیّ علی خیر العمل در اذان صبح توسط اهل سنت و اضافه کردن «الصلاة خیر من النوم» به جای آن. که أوّل بار توسط عمر بن خطاب انجام گرفت. 

بدون اینکه در کلام وحی به آن اشاره ای شده باشد یا مویّدی از جانب جبرئیل امین علیه السلام داشته باشد. 

بلکه این شرف نماز است که گفته شود: برترین عمل است، وگرنه بر هیچ جنبنده ای پوشیده نیست که نماز خواندن از خوابیدن و خرّ و پف کردن بهتر است.

بیان مطالبی درباره تفاوت وهابیان نجدی با اهل سنت

ادامه نوشته

معرفی کتاب الصواعق الهیّه

ادامه نوشته