درباره موارد بالا که جناب آقای مهندس کرمی آوردند جناب آقای شفیعی استاد ما توضیحاتی به شرح زیر فرمودند:

آیا معیار حرام زادگی بغض علی ع است و آیا می توانیم کسی را به صرف اینکه بغض علی ع را دارد حرام زاده بخوانیم ؟
از نظر قرآن این معیار معیار غلطی است قرآن مادامی که چهار شاهد به زنا شهادت نداده باشند نسبت حرام زادگی را گناهی عظیم شمرده است .
قرآن می فرماید : لَّوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَ قَالُوا هَٰذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ 
چرا هنگامى که آن [بهتان ] را شنیدید، مردان و زنان مومن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند: "این بهتانى آشکار است"؟
لَّوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ ۚ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَٰئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ 
چرا چهار گواه بر [صحت ] آن نیاوردند؟ پس چون گواهان [لازم ] را نیاورده اند، اینانند که نزد خدا دروغگویانند.
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَ هُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ 
آنگاه که آن [بهتان ] را از زبان یکدیگر مى گرفتید و با دهانهای  خود چیزى را که بدان علم نداشتید، مى گفتید و مى پنداشتید که کارى سهل و ساده است با اینکه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود.
وَ لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَانَكَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ 
و [گر نه ] چرا وقتى آن را شنیدید نگفتید: "براى ما سزاوار نیست که در این [موضوع ] سخن گوییم. [خداوندا،] تو منزهى، این بهتانى بزرگ است يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 
خدا اندرزتان مى دهد که هیچ گاه دیگر مثل آن را -اگر مومنید- تکرار نکنید.
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ۚ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ 
کسانى که دوست دارند که زشتکارى در میان آنان که ایمان آورده اند، شیوع پیدا کند، براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود، و خدا[ست که ] مى داند و شما نمى دانید.

( سوره نور آیه۱۲ تا ۱۹ ) 
امام صادق ع حتی از قذف کافر هم نهی کرده مگر اینکه کسی خودش با چشم خود شاهد زنا یا لواط کافر باشد و فرموده : ایسر ما یکون ان یکون قد کذب یعنی کمترین گناهش این است که دروغ گفته ( کافی شیخ کلینی ج ۷ ص ۲۳۹ و تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج ۱۰ ص ۷۵ )

پاسخ آقای کرمی این بود که ما در دریافت مفاهیم دینی فقط به قرآن اکتفا نمی کنیم، مجموعه ای از آیات و در تبیین آنها روایات را در نظر می گیریم و بعد طبق اصول فقه حکمی

می کنیم و مفهوم زنا زادگی طبق روایات اهل بیت(ع) توضیح داده شده است. در پاسخ ایشان بنده گفتم اگر با قرآن ثابت کنیم این معیار غلط است در حالی که روایات صحیح السندی مبنی بر درست بودن این معیار داشته باشیم به یک تعارض می رسیم برای رفع این تعارض و ابهام چه پاسخی وجود دارد؟ ایشان به بنده گفتند بحثی که در جمع آیات قرآن با روایات هست این است که روایات صحیح السند هیچ تعارضی با قرآن ندارند ممکن است قرآن یک کلی گوید و روایات آن را تفصیل بدهند یا نه! قرآن یک مطلب را گفته در حالی که روایات مطلب دیگری را گفته اند و به اعتقاد شیعه هیچ گاه تعارضی بین آنها نیست و ائمه(ع) با استفاده از علم لدنی که در نزدشان هست در معنی قرآن توسعه می دهند و کلام آنها نه پایین تر از قرآن بلکه در کنار قرآن حجیت جمعیه حساب

می شود و قرآن به تنهایی هیچ گونه حجیتی ندارد. بنده گفتم

بله درست می فرمایید در اینجا بر مبنای روایات یکی از ویژگی های حلال زاده دوستی اهل بیت(ع) و دشمنی با آنها یکی از ویژگیهای حرام زاده است. اما اینکه نمی توان این بغض را مصداق صد در صد درستی برای حرام زادگی بر مبنای آیات قرآن در نظر گرفت جمع بین روایات اهل بیت(ع) و  آیات قرآن برای رسیدن به یک حکم قطعی در اینجا چگونه است؟ و پس  از جمع بین آیات و روایات به چه حکمی در این مورد

می توان رسید؟ ایشان فرمودند قرنهاست که فقها طبق مطلبی که گفتم احکام را درباره موضوعات مختلف استنباط و استخراج می کنند و روایات هیچ گونه تعارضی با آیات ندارند مگر روایاتی که از اهل سنت آمده یا یهود که به آنها اسراییلیات می گویند. در اصطلاحات مذهبی ما و شیعی بعضی از عبارات توسعه و معنای کلی دارند مثلا حرامزادگی یکی از آن اصطلاحات است و یک معنی آن همان است که در فقه گفته شده و مثلا شرک یک معنیش شریک آوردن در برابر خدای یکتاست و بت پرستی مصداق عملی آن است اما در ادعیه می خوانیم من حاربکم مشرک یعنی محارب با اهل بیت(ع) مشرک است و چون از این دست مصادیق در اصطلاحات و فرهنگ دینی شیعه داریم لذا نباید به یک مصداق آن بسنده کرد. پس از این گفتگو بعدا به جناب آقای شفیعی گفتم طبق توضیح آقای کرمی چگونه می توان ثابت کرد در اینجا حرامزادگی هم مثل شرک گسترش معنی دارد؟ایشان فرمودند این که حرام زادگی گسترش معنا دارد ادعای جناب آقای کرمی است وگرنه طبق روایات بسیاری که اخیراً در گروه گذاشته شده منظور از حرام زادگی همان زنا زادگی است. پس از آن جناب آقای صالحی روایتی از حضرت امیرالمومنین(ع) به شرح زیر آوردند که پاسخ اساتید بزرگوار به آن به شرح زیر می باشد:

سلام 
برادر عزیز 
جناب آقای صالحی
یک کلیپ تصویری گذاشته بودید از روایتی از امالی شیخ صدوق که بموجب آن امیر المؤمنین ع فرمود : « كذب من زعم أنه ولد من حلال وهو يبغضني ويبغض الأئمة من ولدي » یعنی دروغ می گوید کسی که می پندارد حلال زاده است اما با من و امامان از اولاد من دشمن است » گویا در گروه پاک شده است باید عرض شود : 
 اولاً : در صدر همین روایت آمده که امیرالمؤمنین ع فرمود :

« يا نوف كذب من زعم أنه ولد من حلال وهو يأكل لحوم الناس بالغيبة » یعنی دروغ می‌پندارد کسی که بپندارد حلال زاده است اما گوشت مردم را با غیبت کردن می خورد.

( امالی شیخ صدوق ص ۲۷۷ )
اگر این روایت درست باشد و مبغض امام حرامزاده باشد پس باید طبق همین روایت غیبت کننده هم حرام زاده باشد و لو اینکه محب امام باشد .
ثانیاً : این روایت و امثال آن مبغض امام را بدون آوردن شاهد و به صرف بغض و عداوت او حرامزاده و زنا زاده نامیده اند در صورتیکه آیات شریفه سوره نور و روایاتی که در تبیین این آیات وارد شده‌اند شدیداً نهی کرده اند از اینکه کسی بدون شهادت چهار شاهد عینی حرامزاده و زنازاده نامیده شود .
قران کسانی را که بدون چهار شاهد عادل که شاهد زنا بوده باشند کسی را زنازاده بخوانند فاسق دانسته و مستحق حد قذف شمرده و فرموده : « الّذین یرمون المحصنات ثمّ لم یأتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابداً و اولئک هم الفاسقون » یعنی کسانی را که به زنان بی گناه تهمت زنا زده اند و چهار شاهد نیاورده اند هشتاد تازیانه بزنید و تا ابد شهادتشان را نپذیرید زیرا آنان از فاسقانند.

( آیه ۴ سوره نور )
و در جای دیگر این افراد را شدیداً تهدید کرده و فرموده : « لو لا جاؤوا باربعة شهداء فاذ لم یأتوا بالشّهداء فاولئک عندالله هم الکاذبون و لولا فضل الله علیکم و رحمته فی الدّنیا و الاخرة لمسّکم فی ما افضتم فیه عذاب عظیم اذ تلقّونه بالسنتکم و تقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هیّنا و هو عندالله عظیم وَ لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَانَكَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ یعنی چرا آنان چهار شاهد که شاهد زنا بوده اند نیاوردند اگر شاهدان را نیاورند نزد خداوند در زمره دروغگویان خواهند بود اگر فضل خدا و رحمت واسعه او در دنیا و آخرت نبود به سبب همین حرفهایی که وارد شدید عذابی بزرگ شما را فرا می گرفت زیرا به زبانهایتان گرفتید و به دهانهایتان گفتید چیزی را که یقین نداشتید و آن را ساده انگاشتید در صورتیکه نزد خداوند گناهی بزرگ است چرا وقتى آن را شنیدید نگفتید: درست نیست برای ما که در این باره سخنی بگوییم و نگفتید : شگفتا این بهتانى بزرگ است خداوند نهی می کند شما را از اینکه مثل آن را تکرار کنید اگر واقعاً ایمان دارید برای کسانی که دوست دارند فحشاء در میان اهل ایمان شیوع پیدا کند در دنیا و آخرت عذابى دردناک خواهد بود( سوره نور آیه۱۲ تا ۱۹ )
سه نفر شهادت دادند که مردی زنا کرده است اما شاهد چهارم نیامد امیرالمؤمنین ع فرمود : « أين الرابع ؟ » یعنی شاهد چهارم کجاست ؟  گفتند : « الان يجئ » یعنی الان می آید آن حضرت صبر و تأمل را جایز ندانست و بدون اینکه منتظر باشد شاهد چهارم بیاید دستور داد : « حدّوهم » یعنی آنها را

( آن سه نفر شاهد را به جرم تهمت زنا زدن )  حد بزنید.

( من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق ج ۴ ص ۳۴ )
ثالثاً : این روایت و روایات مانند آن مخالف قرآن هستند و روایتی که مخالف قرآن باشد کلام معصوم ع نیست و از معصوم ع صادر نشده است زیرا معصوم ع بر خلاف قرآن حرف نمی زند و کلام معصوم ع با کلام خدا مخالفت و تعارضی ندارد تا بحث شود از اینکه چگونه این تعارض را رفع کنیم ؟ بنا بر این اگر روایتی مانند این روایات مخالف قرآن باشد اساساً صدور آن از معصوم ع مورد انکار  است .
رسول خدا ص در حدیث غدیر فرمود : « إن عليا والطيبين من ولدي هم الثقل الأصغر والقرآن الثقل الأكبر فكل واحد منبئ عن صاحبه وموافق له » یعنی علی و اولاد طاهر و طیب من ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر هر یک از ثقلین از ثقل دیگر خبر می‌دهد و موافق دیگری است نه مخالف آن ( احتجاج شیخ طبرسی ج ۱ ص ۷۵ و روضة الواعظین فتال نیشابوری ص ۹۴ )
رسول خدا ص فرمود : « ما خالف كتاب الله فليس من حديثي »  یعنی روایتی که مخالف کتاب خدا باشد سخن من نیست.

( قرب الاسناد حمیری قمی ص ۹۲ )
و فرمود : « ما خالف كتاب الله فدعوه » یعنی روایتی را که مخالف کتاب خداست رها سازید. ( کافی شیخ کلینی ج ۱ ص ۶۹ و امالی شیخ صدوق ص ۴۴۹ و محاسن احمد بن محمد بن خالد برقی ج ۱ ص ۲۲۶ )

بعضی از روایات شیعه در زنا زاده نامیدن مخالفین

. . . عن أبي حمزة ، عن أبي جعفر ع قال : قلت له : إن بعض أصحابنا يفترون ويقذفون من خالفهم ؟ فقال لي : الكف عنهم أجمل ، ثم قال : والله يا أبا حمزة إن الناس كلهم أولاد بغايا ما خلا شيعتنا ( کافی شیخ کلینی ج ۸ ص ۲۸۵ )

. . . عن أبي أيوب ، عن رسول الله ( ص ) أنه قال : أبو بكر كان منافقا أو ولد حيض وعمر وعثمان كلاهما ولد زنا وعابد وثن

( الفصول المهمة شیخ حر عاملی ج ۳ ص ۲۹۰ )

. . . عن علي بن أبي طالب ع قال : كنت جالسا عند الكعبة وإذا شيخ محدودب قد سقط حاجباه على عينيه من شدة الكبر
. . . فقال النبي ( ص ) : . . . يا أبا الحسن أتعرفه ؟ قلت اللهم لا قال : ذلك اللعين إبليس ، قال علي ع  : فعدوت خلفه حتى لحقته وصرعته إلى الأرض وجلست على صدره ووضعت يدي في حلقه لاخنقه ، فقال لي : لا تفعل يا أبا الحسن فاني

(من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم ) ووالله يا علي إني لأحبك جدا وما أبغضك أحد إلا شركت أباه في أمه فصار ولد الزنا فضحكت وخليت سبيله

( عیون اخبار الرضا شیخ صدوق ج ۲ ص ۷۷ )

. . . جاء رجل إلى علي ع فقال : جعلني الله فداك ، إني لأحبكم
أهل البيت . . . فقال له : كذبت ، ما يحبنا مخنث ، ولا ديوث ، ولا ولد زنا ، ولا من حملت به أمه في حيضها ( قرب الاسناد حمیری قمی ص ۲۵ )

. . . عن كليب بن معاوية ، عن أبي عبد الله ع قال : كان قاتل يحيى بن زكريا ولد زنا ، وكان قاتل الحسين ع ولد زنا . . .

( کامل الزیارات جعفر بن محمد قولویه ص ۱۶۱ )

. . . عن جابر ، عن أبي جعفر ع قال : قال رسول الله ص : لا يقتل الأنبياء وأولاد الأنبياء الا ولد زنا

( کامل الزیارات جعفر بن محمد قولویه ص ۱۶۴ )

. . . عن إبراهيم القرشي قال : كنا عند أم سلمة رضي الله عنها فقالت سمعت رسول الله ص يقول لعلي " ع " لا يبغضكم إلا ثلاثة ولد زنا ومنافق ومن حملت به أمه وهي حائض

( علل الشرایع شیخ صدوق ج ۱ ص ۱۴۲ )

إخبار رسول الله ص عن مصائب أهل بيته . . . وأما أنت يا حسن . . . فإن الذي يقتلك ولد زنا ابن زنا ابن ولد زنا

( کتاب سلیم بن قیس هلالی کوفی ص ۴۲۷ )

وبآخر عن الأصبغ بن نباتة ، قال : قال علي ص : لا يحبني
ثلاثة : ولد زنا ، ومنافق ، ورجل حملت به أمه في بعض حيضها  وبآخر عن بريدة عن أبيه ، قال : قال علي ص  : لا يحبني
كافر ولا منافق ولا ولد زنا

( شرح الاخبار قاضی نعمان مغربی ج ۱ ص ۱۵۲ و ۱۶۸ و ۴۴۷ و ج ۲ ص ۲۷۶ )

. . . وجاءه آخر فقال : إني أحبكم أهل البيت . . . فقال أمير المؤمنين ع : كذبتم لا يحبنا مخنث ، ولا ديوث ، ولا ولد زنا ، ولا من حملت به أمه في حيضها . . .

( الخرائج و الجرائح قطب الدین راوندی ج ۱ ص ۱۷۸ )

الهروي في الغريبين قال عبادة بن الصامت : كنا نسير أولادنا بحب علي بن أبي طالب ، فإذا رأينا أحدهم لا يحبه علمنا أنه لغير رشده . الطبري في الولاية باسناده له عن الأصبغ بن
نباتة قال علي ( ع ) : لا يحبني ثلاثة ، ولد زنا ، ومنافق ، ورجل حملت به أمه في بعض حيضها

( مناقب آل ابی طالب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۱۰ )

قد روي عنهم ع : إنّ علامة ولد الزنا بغضنا أهل البيت

( المحتضر حسن بن سلیمان حلی ص ۱۰۲ )

. . . عن إبراهيم ابن زياد الكرخي ، عن الصادق جعفر بن محمد ع قال : علامات ولد الزنا ثلاث : سوء المحضر ، والحنين إلى الزنا ، وبغضنا أهل البيت ( امالی شیخ صدوق ص ۴۱۸ )

عن علی ع : أربع خصال في ولد الزنا علامة عليه : أحدها بغضنا أهل البيت ، وثانيها أن يحن على الحرام الذي خلق منه ، وثالثها الاستخفاف بالدين ، ورابعها سوء المحضر للناس

( عیون الحکم والمواعظ علی بن محمد لیثی واسطی ص ۷۳ )

در ادامه گفتگوی بنده درباره این مطلب با استاد گرامی جناب آقای شفیعی به موارد زیر در طی این گفتگو رسیدیم که تقریبا موارد لازم را برای روشن شدن پاسخ سوال دربرمی گیرد:

 جناب آقای شفیعی با عرض سلام خدمت شما یک سوال داشتم اینکه ممکن است کسی حرام زاده باشد ولی دشمن اهل بیت(ع) نباشد؟ 
اگر پاسخ مثبت است چگونه می توان برمبنای آیات و روایات آن را ثابت کرد؟ خیلی ممنونم از شما

ایشان به بنده فرمودند:

سلام
برادر عزیز 
طبق همان روایاتی که در گروه گذاشته شد بر فرض صحت ممکن است کسی دشمن اهل بیت ع باشد ولی حرام زاده نباشد بلکه کافر باشد یا منافق باشد یا زاده حیض باشد یا دیوث ( بی غیرت ) باشد یا مخنث ( خنثی و دو‌جنس ) باشد .

گفتم استاد ممنونم درست می فرمایید منظورم عکس این حالت هستش یعنی حرام زاده باشد ولی دشمن اهل بیت(ع) نباشد
یعنی این امکان وجود دارد که کسی حرام زاده باشد اما هدایت شود و از مومنین و دوستان اهل بیت(ع) باشد؟

پاسخ دادند بله امکان دارد زیرا حرام زادگی سلب اختیار نمیکند. گفتم برای تایید این موضوع برای نمونه می توان از آیات یا روایات این را به عنوان مثال آورد؟

پرسیدند که آیا ممکن است کسی زنا کار باشد ولی دشمن اهل بیت ع نباشد ؟ گفتم که خیر زیرا زناکار طبق صریح آیات و روایات جایش در آتش جهنم است و دوست و شیعه اهل بیت(ع) به دوزخ نمی رود و در عذابی که برای پاکی از گناهانش می بیند مخلد نخواهد ماند.

گفتند اگر توبه کند چه ؟ گفتم از آتش رهایی می یابد البته اگر در گناه غرق شود و از حدی بیشتر گناه کند تا جایی که قبح گناه برایش ریخته شود و به صورت عادت و افتخار دربیاید دیگر امکان هدایت و توبه نخواهد بود و این یعنی خلود در آتش جهنم. گفتند که چطور یک زنا کار که به اراده و‌ اختیار خودش زنا کرده ممکن است برگردد و‌ محب اهل بیت ع شود اما یک زنا زاده که به اراده و اختیار خودش زنا زاده نشده است ممکن نیست برگردد؟ گفتم درست می فرمایید استاد منظورم از مثال برای این بود تا مطلب بهتر روشن شود. ایشان به بنده گفتند پس زنا زاده هم ممکن است محب اهل بیت باشد در روایت ذیل این موضوع تأیید شده است. گفتم اگر روایت مرتبط با این را بیاورید خیلی از شما ممنون میشم استاد. ایشان روایت زیر را آوردند:

عن أيوب بن حر ، عن أبي بكر قال : كنا عنده

( عند ابی جعفر ع ) ومعنا عبد الله بن عجلان ، فقال عبد الله بن عجلان : معنا رجل يعرف ما نعرف ، ويقال : انه ولد زنا ، فقال : ما تقول ؟ - فقلت : ان ذلك ليقال له ، فقال : إن كان ذلك كذلك بنى له بيت في النار من صدر ، يرد عنه وهج جهنم ويؤتى برزقه

( محاسن احمد بن محمد بن خالد برقی ج 1 ص 150 ).

ایوب بن حر از ابی بکر نقل می کند که نزد حضرت ابی جعفر ع بودیم عبدالله بن عجلان گفت : با ما شیعیان مردی است که همان معرفتی را دارد که ما داریم و گفته می شود که زنا زاده است امام ع فرمود : تو در باره او چه می گویی ؟ گفت : این حرفی است که در باره او گفته می شود امام ع فرمود : اگر همانطور که در باره اش گفته می شود زنا زاده باشد از بالای آتش برایش خانه ای ساخته می شود که حرارت دوزخ را از او بر می گرداند و روزی اش داده می شود .

گفتم آیا روایتش ضعیف است یا خیر؟ فرمودند شرح حال بعضی راویان را نیافتم اما آنان را که یافتم ( نضر بن سوید و یحیی حلبی و عبدالله بن عجلان ) از ثقات بوده اند. در اینجا ثابت شد که حرامزادگی لزوما دشمنی اهل بیت(ع) را در پی ندارد. حال سوال اینجاست که آیا ممکن است کسی حلال زاده باشد اما خدایی نخواسته دشمن اهل بیت(ع) باشد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا به روایت زیر پرداخته سپس درباره آن گفتگو می کنیم.

حدیث ابلیس
روایت شده که ابلیس به امیرالمومنین گفت : فوالله ما ابغضک احد الّا سبقت نطفتی الی رحم امّه قبل نطفة ابیه . . . و هو قول الله عزّ و جلّ فی محکم کتابه : و شارکهم فی الاموال و الاولاد  یعنی به خدا سوگند احدی با تو کینه و دشمنی نمی‌ ورزد مگر اینکه نطفه من به رحم مادرش بریزد قبل از اینکه نطفه پدرش ریخته باشد و این همان است که خداوند عزّ و جلّ در محکم کتاب خود ( آیه ۶۴ سوره اسراء ) فرمود که ای ابلیس در اموال و اولاد بنی‌آدم شرکت کن

( بحارالانوار جلد ۳۹ صفحه ۱۷۴ )
به روایتی دیگر ابلیس به آن حضرت چنین گفته است : ما ابغضک احد الّا شرکت اباه فی امّه فصار ولد زنا  یعنی احدی با تو دشمنی نکند مگر اینکه من در جماع پدرش با مادرش شرکت کرده باشم و در نتیجه او ولد الزنا شده باشد

(  بحارالانوار جلد ۳۹ صفحه ۱۷۳ )
طبق روایت دیگری اگر مولود غیر شیعه پسر باشد شیطان در پشت او کند و آن پسر ملوّط می شود و اگر دختر باشد در فرج او‌ می کند و آن دختر زانیه می شود  در این روایت از امام باقر ع نقل شده که فرمودند : ما من مولود الّا و ابلیس من الابالسة بحضرته فاِن علم الله من شیعتنا حجبه من ذالک الشّیطان و اِن لم یکن من شیعتنا اثبت اصبعه السّبّابة فی دبره فکان مأبوناً فاِن کان امرأة اثبت فی فرجها فکانت فاجرة  یعنی مولودی متولد نمی شود مگر اینکه ابلیسی از ابلیسان در حضور او باشد اگر آن مولود در علم خدا از شیعیان ما باشد خداوند شیطان را از او باز می دارد اما اگر از شیعیان ما نباشد ابلیس انگشت سبابه اش را در پشت او می‌کند و آن مولود اُبنهای ( ملوّط و مورد لواط ) می‌شود و اگر مولود دختر باشد ابلیس انگشتش را در فرج او می‌کند و آن مولود فاجره و زانیه می‌شود

   ( بحارالانوار جلد ۴ صفحه ۱۲۱ )
هم چنین از آن حضرت نقل شده که فرمود : والله انّ النّاس کلّهم اولاد بغایا ما خلا شیعتنا یعنی به خدا سوگند قطعاً همه مردم زنا زاده اند مگر شیعیان ما

( وسائل الشیعه آل البیت ج ۱۶ ص ۳۷ )
و نیز نقل شده که رسول خدا ص فرمود : عمر و عثمان کلاهما ولد زنا یعنی عمر و عثمان هر دوی آنها زنا زاده اند.

( الفصول المهمة فی اصول الائمة ج ۳ ص ۲۹۰ تألیف شیخ حر عاملی )
همانگونه که آقای صالحی نجف‌آبادی در کتاب « غلوّ » صفحه ۹۴  فرمودند این روایات بعضی بدون سند و بعضی با سند غیر معتبر است بعلاوه جنیان مانند ملائکه از عالم روح می باشند نه از عالم ماده بنا بر این رابطه جنسی آنها با انس امکان ندارد از این گذشته این روایات با آیات ۶۴ و ۶۵ سوره اسراء و آیه ۲۲ سوره ابراهیم  که می فرمایند شیاطین جن بر انس تسلطی ندارند و فقط می توانند وسوسه کنند مغایرت دارد و همینطور با  آیه ۴ سوره نور  و آیات ۱۳ تا ۱۵ این سوره  که کسانی را که بدون چهار شاهد عادل به کسی نسبت زنا دهند شدیداً تهدید کرده و فاسق نامیده.

ترجمه روایات شیعه در قذف مخالفین

ابوحمزه گوید : به امام باقر ع عرض کردم : بعضی از اصحاب ما به مخالفین افترا می زنند و آن را قذف می کنند امام ع فرمود : خودداری کردن آنان بهتر است اما ای ابوحمزه به خدا سوگند که همه مردم زنازاده اند جز شیعیان ما

( کافی شیخ کلینی ج ۸ ص ۲۸۵ )

ابو ایوب نقل می کند که رسول خدا ص فرمود :  ابوبکر منافق یا زاده حیض است و عمر و عثمان زنازاده اند و بت پرست

( الفصول المهمة شیخ حر عاملی ج ۳ ص ۲۹۰ )
 
علی بن ابیطالب ع فرمود : کنار کعبه نشسته بودم که ناگاه پیرمردی پشت خمیده را دیدم که از شدت کهولت ابروهایش روی چشم هایش افتاده بود . . . پیامبر ص فرمود : ای ابا الحسن آیا او را می شناسی ؟  عرض کردم : نه  فرمود : این ملعون ابلیس است علی ع گوید :  دوان دوان دنبالش رفتم تا به او رسیدم او را بر زمین زدم و روی سینه اش نشستم و دستم را روی گلویش گذاشتم تا خفه اش کنم ابلیس گفت : ای ابا الحسن خداوند تا روز معلوم به من مهلت داده است ای علی به خدا سوگند که من تو را دوست دارم احدی نیست که با تو دشمنی داشته باشد مگر اینکه با پدرش در نزدیکی با مادرش شرکت کنم تا ولد الزنا شود علی ع گوید : خندیدم و او را رها کردم.  ( عیون اخبار الرضا شیخ صدوق ج ۲ ص ۷۷ )

مردی نزد علی ع آمد و عرض کرد : فدایت گردم من شما اهل بیت را دوست دارم  امام ع فرمود :  دروغ می گویی زیرا نه مخنث ( خنثی و دو جنس ) ما را دوست دارد و نه دیوث

( بی غیرت ) و نه زنا زاده و نه کسی که مادرش در هنگام حیض به او باردار شده است.

( قرب الاسناد حمیری قمی ص ۲۵ و الخرائج و الجرائح قطب الدین راوندی ج ۱ ص ۱۷۸ )

جابر روایت میکند که امام باقر ع فرمود : کسی پیامبران و فرزندان آنان را نمی کشد مگر اینکه زنازاده باشد.

( کامل الزیارات جعفر بن محمد قولویه ص ۱۶۴ )

امام صادق ع فرمود : قاتل یحیی بن زکریا ع و قاتل حسین ع زنازاده بودند ( کامل الزیارات جعفر بن محمد قولویه ص ۱۶۱ )

رسول خدا ص در ذکر مصائب اهل بیت به امام مجتبی ع فرمود : اما تو ای حسن تو را کسی می کشد که زنا زاده است و فرزند زنا و فرزند فرزند زنا

( کتاب سلیم بن قیس هلالی کوفی ص ۴۲۷ )

رسول خدا ص به علی فرمود : جز سه تن احدی با شما دشمنی نمی کند :  زنا زاده و منافق و کسی که مادرش در حال حیض به او باردار شده است ( علل الشرایع شیخ صدوق ج ۱ ص ۱۴۲ و با اختلاف اندک در لفظ از علی ع مناقب آل ابی طالب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۱۰ و شرح الاخبار قاضی نعمان مغربی ج ۱ ص ۱۵۲ و ۱۶۸ و ۴۴۷ )

بریده از پدرش نقل می کند که علی ع فرمود : نه کافر مرا دوست دارد و نه منافق و نه زنا زاده  ( شرح الاخبار قاضی نعمان مغربی ج ۱ ص ۱۵۲ و با اختلاف اندک در لفظ به روایت یعلی بن مرة از رسول خدا ص ج ۲ ص ۲۷۷ )

از اهل بیت ع روایت شده که فرمودند : نشانه زنا زاده بودن دشمنی با ما اهل بیت است.

( المحتضر حسن بن سلیمان حلی ص ۱۰۲ )

ابراهیم بن زیاد کرخی از امام صادق ع روایت می کند که فرمود : نشانه زنازاده بودن سه چیز است :  سوء معاشرت  و شوق و رغبت به زنا کردن و دشمنی با ما اهل بیت

( امالی شیخ صدوق ص ۴۱۸ )

علی ع فرمود :  چهار خصلت نشانه زنازاده بودن است : اول : دشمنی با ما اهل بیت و دوم : شوق و رغبت زنا زاده به فعل حرامی که از آن زاده شده است و سوم : سبک شمردن و مسخره کردن دین خدا و چهارم : سوء معاشرت با مردم

( عیون الحکم والمواعظ علی بن محمد لیثی واسطی ص ۷۳ )

بعد از توضیحات فوق گفتم ممنونم جناب آقای شفیعی قبلا در گفتگویی طبق روایات فرموده بودین که شیاطین فقط وسوسه می کنند با این حال دخالت و تاثیر مستقیم آنان در اموال و فرزندان بنی آدم چگونه می تواند صورت بگیرد؟ 

پاسخ دادند ذکر روایاتی که در زنا زاده نامیدن مبغضین اهل بیت ع  وارد شده صرفاً به منظور اطلاع برادران عزیز بوده و به معنای تایید این روایات نیست و همان‌طور که قبلاً عرض شد این روایات مخالفت دارد با  آیه ۴ سوره نور  و آیات ۱۳ تا ۱۵ این سوره  که کسانی را که بدون چهار شاهد عادل به کسی نسبت زنا دهند شدیداً تهدید کرده و فاسق نامیده است و روایتی که مخالف قرآن باشد کلام معصوم ع نیست .
در مورد احادیث ابلیس نیز درست می فرمایید این احادیث بعضی بدون سند و بعضی با سند غیر معتبر است بعلاوه جنیان مانند ملائکه از عالم روح می باشند نه از عالم ماده بنا بر این رابطه جنسی آنها با انس امکان ندارد از این گذشته احادیث فوق علاوه بر مغایرت با آیات سوره نور با آیات ۶۴ و ۶۵ سوره اسراء و آیه ۲۲ سوره ابراهیم  که می فرمایند شیاطین جن بر انس تسلطی ندارند و فقط می توانند وسوسه کنند مخالفت دارند .