سلام
 برادر عزیز
 جناب آقای آصف
 طبق این کلیپ خانم وسمقی در نفی نبوت و نزول وحی سخنانی گفته که به ترتیب ذیل به آنها پاسخ داده می شود:

۱-  آیا هیچ دلیلی بر نبوت پیامبر جز ادعای خود پیامبر وجود ندارد ؟
خانم وسمقی گفته : « هیچ پیامبری از سوی خدا برگزیده نشده . . . و هیچ دلیلی برای این باور جز ادعای خود پیامبر وجود ندارد »
این خانم یا خبر ندارد یا خود را به بی خبری زده است وگرنه قران مکرراً اشاره کرده که کافران هم همین حرفها را می زدند و  می گفتند که قران از سوی خدا نازل نشده بلکه ساخته و بافته خود محمد ص است اما قران برای آنها دلائلی آورده که این کتاب نمی تواند ساخته و پرداخته خود محمد باشد متأسفانه این خانم نه تنها به این دلایل نپرداخته است بلکه مدعی شده که هیچ دلیلی وجود ندارد .

دلائلی که قرآن آورده عبارتند از :

الف : آوردن کتابی بس شیوا و تأثیر گذار و شگفت انگیز از سوی یک یتیم درس ناخوانده عادتاً غیر ممکن است و خارق عادتی است عجیب که نبوت او را اثبات می کند .
 قرآن می فرماید : « أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ »  یعنی آیا برای آنان همین کافی نیست که ما چنین کتابی را بر درس ناخوانده ای چون تو نازل کردیم ( آیه ۵۱ سوره عنکبوت )
و می فرماید : « وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ »  یعنی تو پیش از این نه کتابی می خواندی و نه چیزی می نوشتی وگرنه منکران ( آن را دستاویز خود قرار می‌دادند و ) در پیامبری تو شک و شبهه ایجاد می کردند.

( و می گفتند که این کتاب را خودش ساخته است )  ( آیه ۴۸ سوره عنکبوت )
امام رضا ع فرمود : « ومن آياته انه كان يتيما فقيرا راعيا أجيرا لم يتعلم كتابا ولم يختلف إلى معلم ثم جاء بالقرآن »  این نشانه پیامبری او این است که او یک یتیم تنگدست بود که برای دیگران چوپانی و کارگری می کرد او نه نوشتن می دانست و نه معلم دیده بود با این حال کتابی آورد مانند قرآن

( عیون اخبار الرضا شیخ صدوق ج ۱ ص ۱۵۰ و توحید شیخ صدوق ص ۴۲۹ و احتجاج شیخ طبرسی ج ۲ ص ۲۰۹ )

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
حافظ
غزلیات 
غزل ۱۶۷

ب - قران مکرراً به کافران فرموده که اگر این کتاب ساخته و پرداخته محمد است یک سوره مانند آن بیاورید اما کافران نتوانستند و این دلیل است بر نبوت پیامبر
قرآن می فرماید : « وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ »  یعنی اگر در این کتابی که ما بر بنده خود نازل کرده ایم شک دارید ( که شاید ساخته و بافته خودش باشد ) اگر راست می گویید شاهدان خود را بخوانید و در حضور شاهدانتان سوره ای مانند آن بیاورید ( آیه ۲۳ سوره بقره )
و می فرماید : « يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ » یعنی می گویند : او این کتاب را خودش ساخته است بگو : اگر راست می گویید هر که را می توانید به یاری خود بخوانید و یک سوره مانند آن بیاورید ( آیه ۳۸ سوره یونس )
و می فرماید : « يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ . . . فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ » یعنی می گویند : محمد این سخنان را از خودش در آورده است . . .  اگر راست می گویند یک سخن مانند آن بیاورند. ( آیات ۳۳ و ۳۴ سوره طور )

ج - بشاراتی هم که در کتابهای پیشینیان به آمدن پیامبر خاتم داده شده دلیل است بر پیامبری او 
 قرآن می فرماید : « يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ»  یعنی در تورات و انجیلی که پیش خودشان است او را می یابند.

( آیه ۱۷۰ سوره اعراف )
و می فرماید : « قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي . . مُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ » یعنی عیسی بن مریم فرمود : ای بنی اسرائیل من . . . بشارت می‌دهم به رسولی که بعد از من می‌آید و نامش احمد است.

( آیه ۶ سوره صف )
و نیز می‌فرماید : « الَّذِينَ آَتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ » یعنی کسانی که به آنان کتاب دادیم او را می‌شناسند همچنانکه پسران خود را می شناسند.

( آیه ۱۴۶ سوره بقره و آیه ۲۰ سوره انعام ) 
امام رضا ع در مناظره با اهل کتاب فرمود : « هل تعلم يا يهودي أن موسى أوصى بني إسرائيل فقال لهم : إنه سيأتيكم نبي هو من إخوتكم فبه فصدقوا ، ومنه فاسمعوا ، فهل تعلم أن لبني إسرائيل إخوة غير ولد إسماعيل . . . هل جاءكم من إخوة بني إسرائيل نبي غير محمد ص ؟ . . . هل تنكر أن التوراة تقول لكم : جاء النور من جبل طور سيناء ، وأضاء لنا من جبل ساعير واستعلن علينا من جبل فاران ؟  . . أما قوله : جاء النور من جبل طور سيناء فذلك وحي الله تبارك وتعالى الذي أنزله على موسى ع على جبل طور سيناء ، وأما قوله : وأضاء لنا من جبل ساعير فهو الجبل الذي أوحى الله عز وجل إلى عيسى بن مريم ع وهو عليه ، و أما قوله : واستعلن علينا من جبل فاران فذلك جبل من جبال مكة . . . قال اشعياء النبي ع فيما تقول أنت وأصحابك في التوراة : رأيت راكبين أضاء لهما الأرض ، أحدهما راكب على حمار والآخر على جمل . . . أما راكب الحمار فعيسى بن مريم ، وأما راكب الجمل فمحمد ص . . . وفي الإنجيل مكتوب : إن ابن البرة ذاهب والفارقليطا جاء من بعده وهو الذي يخفف الآصار ، ويفسر لكم كل شئ » یعنی ای یهودی آیا می دانی که موسی به بنی اسرائیل فرمود : از برادران شما پیغمبری خواهد آمد او را تصدیق کنید و به سخنان او گوش فرا دهید . . . آیا بنی  اسرائیل برادرانی غیر از بنی اسماعیل داشته اند ؟ . . . و آیا غیر از محمد پیغمبر دیگری از برادران بنی اسرائیل آمده است ؟ . . .   آیا انکار می کنی که تورات می گوید : نور از جانب طور سینا آمد و از کوه ساعیر پرتو افکند و از کوه فاران آشکار شد . . .  مقصود از آن نور که از طور سینا آمد وحی خداوند متعال است که در آن کوه بر موسی نازل شد  کوه ساعیر کوهی بود که عیسی بن مریم روی آن بود و‌کوه فاران  کوهی بود از کوههای مکه . . .  اشعیای نبی در تورات گفته :  دو سوار دیدم که زمین برای آنها درخشید یکی سواربرالاغ بود و دیگری سوار بر شتر . . . الاغ سوار عیسی بود  و شتر سوار محمد . . . در انجیل نوشته شده : پسر آن زن پاکدامن می‌رود و پس از او فارقلیطا می‌آید او بارها را سبک می‌کند و همه چیز را روشن می‌سازد.

( احتجاج شیخ طبرسی ج ۲ ص ۲۰۸ تا ۲۱۰ و توحید شیخ صدوق ص ۴۲۷ و ۴۲۸ و عیون اخبار الرضا شیخ صدوق ج ۱ ص ۱۴۸ )

تورات می گوید : « موسی به بنی اسرائیل فرمود : خداوند از برادرانتان پیغمبری را مثل من مبعوث می گرداند سخن او را بشنوید » ( سفر تثنیه باب ۱۸ آیه ۱۵ تا ۱۸ )
و می گوید : « خداوند از کوه سینا آمد و از کوه ساعیر طلوع کرد و از کوه فاران درخشید » ( سفر تثنیه باب ۳۳ آیه ۲ تا ۴ )
و انجیل گوید : « عبسی جواب داد : من از پدرم می خواهم که فارقلیطا را به شما عطا نماید . . . او روح پاک خداست که شما را با حقایق آشنا خواهد کرد . . . شما در جستجوی او هستید و او را می شناسید.»

 ( انجیل یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۶ و ۱۷ )
 ونیز گوید : « عیسی گفت : اکنون من نزد کسی می‌روم که مرا فرستاده است . . . چون اگر من نروم فارقلیطا که روح پاک خداست نزد شما نخواهد آمد . . . او از جانب خود چیزی نمی گوید بلکه آنچه را که شنیده است می گوید. »

( انجیل یوحنا باب ۱۶ آیه ۷ و ۱۳ )
مرحوم فخرالاسلام که قبلا کشیش بوده و به افتخار اسلام نائل آمده درباره کلمه « فارقلیط » گوید : « متی انجیل خود را به زبان عبری نوشته بود که اینک نسخه عبری آن در دست نیست اما نسخه سریانی آن موجود است بقیه انجیل ها

( مرقس و لوقا و یوحنا ) به زبان یونانی نوشته شده و کلمه

« فارقلیط » ترجمه عربی لفظ یونانی است که اگر یونانی آن پریکلیتوس تلفظ شود به معنای احمد و محمد است و اگر پاریکلیتوس تلفظ شود به معنای تسلی بخش و یاری دهنده است اما لفظ سریانی آن ( پارقلیطا ) بدون شک به معنای احمد است استاد من اسقف اعظم دستور داد انجیلی را که در مکان خاصی محافظت می‌کرد بیاورم در این انجیل که قبل از اسلام نوشته شده بود « فارقلیط » احمد معنا شده بود.

( انیس الاعلام فخرالاسلام ج ۵ ص ۱۴۴ تا ۱۵۱ )
جاماسب حکیم در « جاماسب نامه » که از کتب مقدسه زرتشتیان است گوید : « پیامبر عرب آخرین فرستاده است که میان کوههای مکه ظاهر می شود.»

( چهارده نور پاک دکتر عقیقی بخشایشی ج ۱۴ ص ۱۸۹۳ )

د-  اخبار غیبی قران  دلیل دیگری است بر نبوت پیامبر اسلام
قران می فرماید : «  الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ »  یعنی روم در سرزمینی نزدیک مغلوب ایران شداما چندین سال بعد پیروز خواهد شد.

( آیات ۲ تا ۴ سوره روم )
و می‌فرماید : « إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآَنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ »  یعنی خداوندی که قرآن را بر تو واجب کرده است وطن تو را به سرزمینی که از آن هجرت کرده ای باز می گرداند.

( آیه ۸۵ سوره قصص )
 و نیز می فرماید : « لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آَمِنِينَ . . . فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا » یعنی به خواست خدا در آرامش و ایمنی داخل مسجد الحرام خواهید شد . . . خداوند غیر از آن فتح نزدیکی ( که فتح خیبر است ) برای شما قرار خواهد داد. ( آیه ۲۷ سوره فتح )

ه- اخبار علمی قرآن که بشر در زمانهای بعد آنها را کشف کرده  نیز از دلایل نبوت پیامبر اسلام است
قرآن می فرماید : « كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » یعنی همه کرات و سیارات در چرخه آسمان ( بدون هیچ پایه و ستونی ) معلق و شناورند.

( آیه ۴۰ سوره یس )
و می‌فرماید : « رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا » یعنی او این آسمانها ( کرات و سیارات آسمانی ) را که می‌بینید بدون هیچ پایه و ستونی برافراشت.

( آیه ۲ سوره رعد و آیه ۱۰ سوره لقمان )
قران حرکت زمین را که با سرعت ۱۴۴۰ کیلومتر در دقیقه حرکت می کند به حرکت گهواره ای تشبیه کرده که کودکی با آرامش در آن خفته است و حرکت آن را احساس نمی کند و می فرماید : « جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا » یعنی خداوند زمین را برای شما مانند یک گهواره قرار داد.

( تا حرکات بسیار تند و سرسام‌آور آن را احساس نکنید و با آرامش در زمین زندگی کنید ) ( آیه ۵۳ سوره طه و آیه ۱۰ سوره زخرف )
و نیز می فرماید : « أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا »  یعنی آیا زمین را مانند گهواره ها و کوهها را مانند میخها قرار ندادیم. ( آیات ۶ و ۷ سوره نبأ )
امیرالمؤمنین ع فرمود : « أَرَّزَهَا فِیهَا أَوْتَاداً فَسَکَنَتْ عَلَی حَرَکَتِهَا مِنْ أَنْ تَمِیدَ بأَهْلِهَا أَوْ تَسیخَ بحِمْلِهَا » یعنی خداوند کوهها را مانند میخهایی بر زمین کوبید تا زمین در حرکت خود آرام گیرد و ساکنان خود را نلرزاند یا حاملان خود را نریزد.

( نهج البلاغه سید رضی خطبه ۲۱۱ )

۲- آیا برای همه اقوام پیامبر فرستاده نشده است ؟
خانم وسمقی گوید : « چرا برای همه زمانها و همه اقوام پیامبر از سوی خدا فرستاده نشده است ؟ »
خانم وسمقی از کجا  مطمئن است که برای همه اقوام پیامبر فرستاده نشده است ؟
به تصریح قران خداوند برای همه اقوام پیامبر فرستاده است  قرآن می فرماید : « لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ » یعنی برای هر قومی هدایت کننده ای بوده ( آیه ۷ سوره رعد )

۳- آیا همه پیامبران مرد بودند ؟
 خانم وسمقی در بیان دلائل خود در انکار نبوت گوید : « چرا همه پیامبران مرد بودند و خداوند نسبت به زنان از این جهت تبعیض قائل شده شده است ؟ آیا این عدالت خدا را نقض نمی کند ؟ » اما :

اولاً : خانم وسمقی  چه دلیلی دارد که همه پیامبران مرد بوده اند مگر او همه پیامبران را می شناسد ؟ 
چگونه خانم وسمقی ادعا می کند که همه پیامبران مرد بودند  در حالیکه همه آنان را نمی شناسد داستان همه پیامبران حتی برای پیامبر خاتم بازگو نشده است ؟ 
قرآن می فرماید : « وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ » یعنی ما پیش از تو پیامبرانی فرستادیم که داستان بعضی از آنها را برایت بازگو کرده ایم و داستان بعضی از آنها را برایت بازگو نکرده ایم.

( آیه ۷۸ سوره غافر و مانند آن آیه ۱۶۴ سوره نساء )

ثانیاً : قرآن تصریح کرده که به زنان هم وحی نازل شده است 
قرآن می فرماید : « وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ » یعنی ما به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بده و هنگامی که بر جان او نگران شدی او را به دریا بیفکن و نترس و غصه نخور که ما قطعاً او را به تو باز می گردانیم.

( آیه ۷ سوره قصص و مانند آن آیات ۳۸ و ۳۹ سوره طه )
و می فرماید : « وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى . . . فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ » یعنی ما فرستادگان خود را ( از ملائک ) برای بشارت نزد ابراهیم فرستادیم . . . و زنش را به اسحاق و پس از اسحاق به یعقوب بشارت دادیم زنش گفت : آیا من فرزندی به دنیا می آورم در حالی که یک پیرزن هستم و شوهرم نیز یک پیرمرد است این واقعاً چیز بسیار عجیبی است ملائک گفتند : آیا از کار خدا تعجب می کنی ؟!

( آیات ۶۹ تا ۷۳ سوره هود )
و نیز می فرماید : « وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ . . . يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ . . . قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ . . . إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » یعنی ملائک گفتند : ای مریم خداوند تو را برگزیده و پاک و مطهر کرده و بر زنان جهان برتری داده . . . و تو را به کلمه ای از جانب خود بشارت می دهد به نام مسیح . . . مریم گفت : پروردگارا چگونه برای من فرزندی خواهد بود در حالیکه مردی از بشر با من تماس نداشته است ؟!  خداوند فرمود : . . . همین که او چیزی را اراده کند همین که بگوید بشو می شود.

( آیات ۴۲ تا ۴۷ سوره آل عمران )

ثالثاً : نبوت و رسالت  یک وظیفه و مسئولیت سنگین است نه یک امتیاز 
لذا اگر خداوند این مسئولیت سنگین را بر دوش زن نگذاشته باشد بارش را سبک نموده است و در اینصورت نه تنها به او ظلم نکرده  بلکه به او لطف کرده است که چنین بار سنگینی را از دوش او برداشته.

رابعاً : تبعیض و بی عدالتی این است که بین دو نفر که در شرایط مساوی قرار دارند و هر دو از توانایی ها و ظرفیت ها و خصوصیت های یکسان برخوردارند فرق گذاشته شود .
لذا اگر بین دو نفر که در شرایط نامساوی قرار دارند و در یکی از آنها خصوصیت ها و توانایی ها و ظرفیت هایی باشد که در دیگری نیست فرق گذاشته شود و وظایف و اختیارات هر کدام به اقتضای توانایی ها و خصوصیت هایشان مشخص گردد این تبعیض و بی عدالتی نخواهد بود 
مثلاً اگر به علت توانایی هایی که در مرد وجود دارد اداره و سرپرستی خانواده بر عهده او گذاشته شود این تبعیض و بی عدالتی نیست قرآن می فرماید : « الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ » یعنی مردان به سبب اینکه ( مانند زنان تحت تاثیر احساساتشان قرار نمی گیرند و در قدرت بدنی )  بر زنان برتری دارند و نفقه زنان را پرداخت می‌کنند سرپرست زنان خواهند بود.

(  آیه ۳۴ سوره نساء )
استاد شهید مطهری گوید : « يك خانم روانشناس به نام كليودالسون‏ . . . مى‏گويد: بسيار ديده شده كه خانمها از لحاظ هوش نه فقط با مردان برابرى مى‏كنند، بلكه گاهى در اين زمينه از آنها برتر هستند نقطه ضعف خانمها فقط احساسات شديد آنهاست . . . خانمها به علت اينكه حساستر از آقايان هستند، بايد اين حقيقت را قبول كنند كه به نظارت آقايان در زندگی‏شان احتياج دارند.

(  مجموعه آثار جلد ۱۹ صفحه ۱۸۵ و ۱۸۶ )

۴-  آیا تفسیرهای متعدد ناقض روشنایی پیام قران است ؟
 خانم وسمقی گوید : « چرا پیام الهی به طور اطمینان‌بخش به آیندگان نرسیده برای تفسیرهای متعدد و گاه متضاد باز است »
در صورتیکه پیامبران به زبان قوم مبعوث شده اند قرآن می فرماید : « وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوۡمِهِ » یعنی ما پیغمبری را نفرستادیم مگر به زبان قومش

(  آیه ۴ سوره ابراهیم ) 
در هر زبانی هم ناگزیر « الفاظ مشترک » و به تعبیر قرآن « الفاظ متشابه » وجود دارد که به چندین معنا می آید  و این اختصاص به قرآن یا زبان عربی ندارد  بلکه در هر کتاب و هر زبان دیگری هم وجود دارد  و‌در هر زبانی هم برای اینکه معلوم شود که منظور گوینده کدام یک از معانی لفظ بوده  باید از سخنان همان گوینده کمک گرفت و نباید از روی غرض و مرض و از روی هوس و هوای نفس و به دلخواه آن لفظ را ترجمه کرد .
امیرالمؤمنین فرمود : « كتاب الله . . . ينطق بعضه ببعض  ويشهد بعضه على بعض »  یعنی تکه ای کتاب خدا از تکه دیگر سخن می‌گوید و آن را توضیح می دهد و بخشی از آن شاهد و ناظر بر بخشی دیگر است.

( نهج البلاغه سید رضی  خطبه ۱۳۳ )
مولوی گوید :
معنی قرآن ز قرآن پرس و بس
وز کسی که آتش زدست اندر هوس
مثنوی معنوی 
دفتر پنجم
بخش ۳۴
و دکتر ملکیان در شرح این بیت گوید : « این تعبیر سخنی را که قدمای ما به وفور می گفتند را به ذهن متبادر می کند وقتی می گفتند قرآن یفسر بعضه بعضه یعنی تکه ای از قرآن تکه دیگری از آن را تفسیر می کند . . . به تعبیر علی ابن ابیطالب(ع) مفسران ما قرآن را استنطاق نکرده اند، یعنی خود قرآن را به سخن گفتن وا نداشته اند.. . . استنطاق قرآن به این معناست که از تکه ای از قرآن بپرسیم که تکه دیگر دقیقا به چه معناست، نه این که بدون توجه به تکه های مختلف با ضمیمه یکسری عقاید از معلومات پیشین . . . قرآن را معنا کنیم . . . جالب است که این سخن اختصاص به قرآن ندارد   . . . روش درست تفسیر هر متنی اعم از متن های مقدس ، غیر مقدس، عرفانی، فلسفی، الهیاتی، تاریخی، ادبی و ... از آن حیث که متن هستند، این است که با استمداد از تکه هایی تکه های دیگری را که در آن ها ابهام و ایهام و غموض است، توضیح دهیم. بنابراین این روش اختصاص به قرآن ندارد و برای تفسیر هر متنی باید از تکه های دیگر خود آن متن بهره گرفت . . . مولانا در  . . . مصرع دوم . . . می گوید «وز کسی کاتش زدست اندر هوس» یعنی معنی قرآن را از کسی که در هوس آتش زده نیز بپرس. 
بنابراین اگر چه وجود الفاظ مشترک در زبان اقوام هیچ ربطی به قران ندارد اما هر کس در تفسیر قرآن روش درست را در پیش گیرد و در الفاظ مشترک و متشابه از تکه های دیگر قران توضیح بخواهد می بیند که در پیام قرآن هیچ گونه تاریکی و تضادی وجود ندارد .
همچنانکه امام رضا ع فرمود : «‏ مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ‏ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »  یعنی هرکس متشابه قرآن را به محکم آن برگرداند به راه راست هدایت شده است.

( عیون اخبار الرضا شیخ صدوق جلد ۲ صفحه ۲۶۱ و احتجاج شیخ طبرسی جلد ۲ صفحه ۱۹۲ )

۵- آیا گزاره های قرآن  با علم در تضاد است و آیا این گزاره ها خشونت آمیز است ؟
خانم  وسمقی گوید : « چرا برخی گزاره ها ی کتاب مقدس با علم در تضادند . . . رویکردهای خشونت‌بار . . . بر اینکه قرآن پیام خدای عالم نیست »
این خانم فقط کلی گویی کرده است و به هیچ موردی اشاره نکرده که دلیل بر رویکرد خشونت‌بار قرآن یا تضاد آن با علم باشد .
البته قبلاً دیگران مواردی را  مطرح نموده و ادعا کرده بودند که در این موارد قرآن با علم تضاد دارد که قبلاً در همین گروه بطور مفصل  مورد بررسی قرار گرفت و روشن شد که قرآن هیچ تضادی با علم نداشته و توهم تضاد ناشی از کج فهمی یا غرض ورزی دین ستیزان بوده .
در مورد خشونت آمیز بودن آیات قرآن نیز قبلاً بحث شد و روشن گردید که رویکرد قرآن نه تنها خشونت‌ آمیز نبوده بلکه کاملا مسالمت آمیز است . 
چگونه این خانم رویکرد قران را خشونت بار می داند در صورتیکه قرآن مسلمانان را از جنگ و تجاوز نهی کرده است  مگر با کسانی که با آنها سر جنگ دارند .
قرآن می فرماید : و قاتلوا فی سبیل الله الّذین یقاتلونکم و لا تعتدوا انّ الله لا یحبّ المعتدین یعنی با کسانی که با شما سر جنگ دارند در راه خدا بحنگید و به آنها تجاوز نکنید زیرا خداوند تجاوز گران را دوست ندارد ( آیه ۱۹۰ سوره بقره )
و در صورت کناره گیری جنگ طلبان از جنگ مسلمانان را از ادامه جنگ نهی نموده و فرموده : فاِن اعتزلوکم فلم یقاتلوکم و القَوا الیکم السّلم فما جعل الله لکم علیهم سبیلاً یعنی اگر از کارزار کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و از در آشتی در آمدند خداوند برای شما راهی نگذاشته که با آنان بجنگید.

( آیه ۹۰ سوره توبه )