بررسی شرایط محرمیت زن شوهر دار
سلام
برادر عزیز
جناب آقای آصف
در این نوشتار نویسنده تعدادی روایت آورده و از آنها نتیجه گرفته است که زن شوهر دار را می توان صیغه کرد باید عرض شود که در این روایات نیامده که صیغه کردن زن شوهر دار جایز است بلکه آمده است که اگر زن گفت شوهر ندارد مرد می تواند حرف زن را قبول کند و واجب نیست در این مورد تحقیق کند البته طبق روایات دیگر و آیات قرآن این در صورتی است که زن فردی ثقه و مورد اطمینان باشد وگرنه مرد باید اول تحقیق کند ذیلاً در چندین بخش به بررسی آیات و روایات مربوطه پرداخته می شود :
١- این احادیث نمیگویند که مرد می تواند زن شوهر دار را صیغه کند بلکه می گویند که مرد به حرف زن که می گوید شوهر ندارد اکتفا کند و واجب نیست که در این مورد تحقیق کند .
فضل برده آزاد شده محمد بن راشد گوید : به امام صادق ع عرض کردم : « اني تزوجت امرأة متعة فوقع في نفسي أن لها زوجا ففتشت عن ذلك فوجدت لها زوجا » یعنی زنی را صیغه کردم بعد از آن در دلم افتاد که نکند شوهردار بوده تحقیق کردم دیدم شوهر داشته امام ع فرمود : « ولم فتشت ؟ » یعنی برای چه تحقیق کردی ( تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 7 ص 253 )
به امام صادق ع گفته شد : « ان فلانا تزوج امرأة متعة فقيل له ان لها زوجا فسألها » یعنی فلانی زنی را صیغه کرد بعد از آن به او گفتند : این زن شوهر داشته سپس مرد در مورد زن پرس و جو کرد امام ع فرمود : « ولم سألها ؟ » یعنی برای چه مرد پرس و جو کرد ( تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 7 ص 253 )
محمد بن عبدالله اشعری گوید : به امام رضا ع عرض کردم : « الرجل يتزوج بالمرأة فيقع في قلبه أن لها زوجا » یعنی مرد با زن ازدواج می کند بعد از آن به دلش می افتد که شاید شوهر داشته باشد
امام ع فرمود : « ما عليه أرأيت لو سألها البينة كان يجد من يشهد ان ليس لها زوج ؟ » یعنی بر گردن مرد نیست که در این مورد تحقیق کند آیا خیال می کنی که اگر مرد دنبال شاهد برود می تواند کسی را بیابد که شهادت دهد آن زن بی شوهر بوده ( تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 7 ص 254 و رسالة المتعة شیخ مفید ص 14 و خلاصة الایجاز شیخ مفید ص 56)
٢- حدیثی دیگر در این نوشتار آمده است که راجع به تحقیق در مورد عفیفه بودن یا فاجره بودن زن است نه تحقیق در مورد شوهر دار بودن زن یا بی شوهر بودن او .
ابان بن تغلب گوید : به امام صادق ع عرض کردم : « إني أكون في بعض الطرقات فأرى المرأةالحسناء ولا آمن أن تكون ذات بعل أو من العواهر ؟ » یعنی در راهی بودم که زنی زیبا را دیدم ( می خواهم با او ازدواج کنم ) اما مطمئن نیستم که آیا یک زن عفیفه و شوهر دار بوده یا یک زن هرزه و بدکار ؟ امام ع فرمود : « ليس هذا عليك إنما عليك أن تصدقها في نفسها » یعنی حرف زن را در مورد عفیفه بودنش تصدیق کن بر تو واجب نیست که در این مورد تحقیق کنی ( کافی شیخ کلینی ج 5 ص 462 و رسالة المتعة شیخ مفید ص 14 )
علی بن یقطین راجع به زنان مدینه که بعضی از آنها هرزه و بدکاره بودند از امام کاظم ع سؤال کرد : « فأتزوج منهن ؟ » یعنی آیا می توانم با آنها ازدواج کنم ؟ امام ع فرمود : « نعم ومتى أراد الرجل تزويج المتعة فليس عليه التفتيش عنها بل يصدقها في قولها » یعنی آری هر گاه مرد بخواهد زن را صیغه کند حرف زن را ( در مورد اینکه از زنان هرزه و بدکاره نیست ) تصدیق کند و واجب نیست در این مورد تحقیق کند ( تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 7 ص 253 )
٣- در مورد تمام شدن عده زن نیز طبق یک روایت مرد می تواند حرف زن را تصدیق کند و لازم نیست در این مورد تحقیق کند .
يونس بن عبد الرحمن گوید : به امام رضا ع عرض کردم : « المرأة تتزوج متعة فينقضي شرطها فتتزوج رجلا آخر قبل أن تنقضي عدتها » یعنی زن با مردی صیغه می کند مدت صیغه تمام می شود آیا زن می تواند قبل از اینکه عده اش به پایان برسد با مرد دیگری ازدواج کند ؟ امام ع فرمود : « وما عليك إنما إثم ذلك عليها » یعنی در اینصورت گناهش بر گردن زن است و بر گردن تو گناهی نیست ( من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق ج 3 ص 462 )
۴- اگر در بیابانی بودی که کسی آنجا نبود حرف زن را در باره بی شوهر بودنش تصدیق کن .
ميسره گوید : به امام صادق ع عرض کردم : « ألقي المرأة بالفلاة التي ليس فيها أحد فأقول لها : لك زوج ؟ فتقول : لا ، فأتزوجها ؟ » یعنی در بیابانی بودم که کسی آنجا نبود زنی را دیدم از او پرسیدم : آیا شوهر داری ؟ گفت : نه آیا می توانم با آن زن ازدواج کنم ؟ امام ع فرمود : « نعم ، هي المصدقة على نفسها » یعنی آری حرف آن زن در باره خودش تصدیق شود (کافی شیخ کلینی ج 5 ص 392 و 462 و استبصار شیخ طوسی ج 3 ص 233 و تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 7 ص 377 )
۵- طبق روایات دیگر فقط در مواردی باید به حرف زن اعتماد کرد که زن فردی ثقه و مورد اطمینان باشد .
ابي مريم از امام باقر ع در باره صیغه سؤال کرد امام ع فرمود : « إن المتعة اليوم ليس كما كانت قبل اليوم إنهن كن يومئذ يؤمن واليوم لا يؤمن فاسألوا عنهن » یعنی امروز زنان صیغه ای مانند دیروز نیستند امروزه دیگر آنها قابل اطمینان نیستند پس اگر خواستید آنها را صیغه کنید اول در موردشان تحقیق و پرس و جو کنید ( کافی شیخ کلینی ج 5 ص 453 و من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق ج 3 ص 459 و تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 7 ص 251 )
محقق بحرانی بر اساس همین روایت گوید : « متى كانت غير مأمونة فالأفضل له أن يسأل عن حالها ويدل على ذلك ما رواه المشايخ الثلاثة رحمة الله عليهم عن أبي مريم في الصحيح عن أبي جعفر ع » یعنی هرگاه زن مورد اطمینان نباشد بهتر است مرد اول در باره او پرس و جو کند و بر این امر دلالت می کند روایت شیوخ سه گانه ( شیخ کلینی و شیخ صدوق و شیخ طوسی ) در حدیث صحیح از ابی مریم از امام باقر ع (الحدائق الناظرة محقق بحرانی ج 24 ص 130 )
وی روایاتی را که بر کراهت تحقیق دلالت دارند محل اشکال دانسته و گفته : «ظاهر هذه الأخبار كما ترى كراهية السؤال وإنما كان مع التهمة ، وهو
خلاف ما دل عليه صحيح أبي مريم التقدم ولا يخلو ذلك من الاشكال » یعنی این اخبار همچنانکه مشاهده می کنی ظهور در کراهت تحقیق و پرس و جو دارند این اخبار خالی از اشکال نیستند زیرا مخالفت دارند با صحیحه ابی مریم ( الحدائق الناظرة محقق بحرانی ج 24 ص 131 )
حماد گوید : به امام صادق ع عرض کردم : « رجل طلق امرأته ثلاثا فبانت منه وأراد مراجعتها قال لها إني أريد أن أراجعك فتزوجي زوجا غيري فقالت له : قد تزوجت زوجا غيرك وحللت لك نفسي أيصدق قولها ويراجعها ؟ وكيف يصنع ؟ » یعنی مردی زنش را سه بار طلاق داد و از او جدا شد سپس تصمیم گرفت رجوع کند به زن گفت : می خواهم رجوع کنم آیا با مرد دیگری ازدواج کرده ای ؟ زن گفت : با مرد دیگری ازدواج کرده ام ( و بعد طلاق گرفته ام عده طلاق هم تمام شده ) و برای تو حلالم اینجا مرد چه باید کند ؟ آیا می تواند حرف زن را تصدیق کند و بر اساس حرف زن رجوع نماید ؟ امام ع فرمود : « إذا كانت المرأة ثقة صدقت في قولها » یعنی اگر زن فردی ثقه و مورد اطمینان بود حرفش تصدیق شود ( استبصار شیخ طوسی ج 3 ص 275 و تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 8 ص 34 )
ابو بصیر گوید : به امام صادق ع عرض کردم : « الرجل يشتري الجارية وهي طاهر ويزعم صاحبها أنه لم يمسها منذ حاضت ؟ » یعنی مردی کنیزی می خرد صاحب کنیز می گوید که از زمانی که کنیز حیض شده با او تماس جنسی نداشته مرد چه کند ؟ امام ع فرمود : « ان أمنته فمسها » یعنی اگر به او اطمینان دارد می تواند با کنیز تماس جنسی بر قرار کند.
( استبصار شیخ طوسی ج 3 ص 360 و تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 8 ص 173 )
عبد الله بن سنان نیز گوید : به امام صادق ع عرض کردم : « أفرأيت إن ابتاعها وهي طاهر و زعم صاحبها أنه لم يطأها منذ طهرت » یعنی نظرت چیست در مورد مردی که کنیزی خریده و صاحبش می گوید که از زمانی که کنیز از حیض پاک شده با او نزدیکی نکرده است ؟ امام ع فرمود : « إن كان عندك أمينا فمسها إن ذا الامر شديد فإن كنت لابد فاعلا فتحفظ لا تنزل عليها » یعنی این موضوع موضوع مهمی است اگر صاحب کنیز مورد اطمینان اوست با کنیز تماس جنسی بر قرار کن وگرنه خودت را حفظ کن و بر او فرود نیا ( کافی شیخ کلینی ج 5 ص 473 و استبصار شیخ طوسی ج 3 ص 358 و تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 8 ص 172 )
۶- اگر فاسقی که از دروغ گفتن ابایی ندارد برایتان خبری آورد در مورد خبرش تحقیق کنید تا بعداً پشیمان نشوید که چرا تحقیق نکرده حرفش را باور کردید .
قرآن می فرماید : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ » یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید اگر فاسقی برایتان خبری آورد در باره آن تحقیق کنید ( شاید آن خبر دروغ باشد و بر اثر آن ) شما نادانسته با بعضی برخوردی کنید که از آن پشیمان شوید ( آیه 6 سوره حجرات )
ابن عساکر در سبب نزول آیه شریفه چنین روایت کرده : رسول خدا ص فلان مرد را نزد قبیله بنی مصطلق فرستاد تا زکات بگیرد افراد آن قبیله وقتی خبر را شنیدند سواره به استقبال فرستاده پیامبر ص آمدند اما او که مردی ترسو بود خیال کرد که آنها قصد جان او را کرده اند بهمین جهت گریخت و هنگامی که بر رسول خدا ص وارد شد عرض کرد : « يا رسول الله منعوني ما قبلهم وأرادوا قتلي » یعنی ای رسول خدا زکاتی را که قبول کرده بودند بدهند ندادند و می خواستند مرا هم به قتل برسانند مسلمانان گفتند : « يا رسول الله أغزهم أخرج بنا إليهم حتى نستأصلهم » یعنی ای رسول خدا با آنان جنگ کن و ما را بفرست تا آنان را قلع و قمع کنیم رسول خدا ص فرمود : « لا تعجلوا حتى تنتظروا ما بلغكم حق هو أم باطل » یعنی عجله نکنید تا ببینید که آیا خبری که به شما رسیده است درست است یا غلط ؟ اندکی بعد فرستادگان آن قبیله بر رسول خدا ص وارد شدند و گفتند : « يا رسول الله سمعنا بأميرك الذي بعثت إلينا لتصدقنا فركبنا إليه لنكرمه ولنؤدي إليه الصدقة فاستمر هاربا » یعنی ای رسول خدا وقتی شنیدیم که مأمورت را فرستاده ای تا از ما زکات بگیرد به احترام او برای دادن زکات سواره به استقبالش رفتیم اما او خودش از ترس گریخت آنگاه آیه شریفه نازل شد.
( تاریخ مدینة دمشق ابن عساکر ج 63 ص 232 )
وی در روایتی دیگر روایت کرده : رسول خدا ص وليد بن عقبه را فرستاد تا زکاتی را که حارث بن ضرار خزاعی از قبیله اش (قبیله بنی مصطلق ) جمع کرده بود بگیرد ولید قسمتی از راه را طی کرده بود که ترسید و برگشت وی هنگامی که نزد رسول خدا ص آمد گفت : « يا رسول الله إن
الحارث منعني الزكاة وأراد قتلي » یعنی ای رسول خدا حارث زکات نداد و حتی می خواست مرا به قتل برساند حارث با یارانش فرا رسید رسول خدا ص فرمود : « منعت الزكاة وأردت قتل رسولي » یعنی زکات ندادی و می خواستی فرستاده مرا هم بکشی حارث گفت : « لا والذي بعثك بالحق ما رأيته ولا أتاني » یعنی سوگند به خداوندی که تو را به راستی و حقیقت برانگیخته فرستاده است من اصلاً ولید را ندیدم و او اصلاً پیش من نیامده است.
سپس آیه شریفه نازل شد ( تاریخ مدینة دمشق ابن عساکر ج 63 ص 227 و 228 )
در روایتی از فریقین این داستان در باره قبیله دیگری بنام « بنی ولیعه » نقل شده در این روایت چنین آمده است : رسول خدا ص وليد بن عقبة بن ابی معیط را برای جمع آوری زکات نزد قبیله بنی ولیعه فرستاد بین ولید و آن قبیله در زمان جاهلیت عداوت و دشمنی بود افراد قبیله به استقبالش آمدند اما ولید ترسید و بازگشت و به پیامبر ص گفت : « يا رسول الله إن بني وليعة أرادوا قتلي ومنعوا لي الصدقة » یعنی ای رسول خدا بنی ولیعه زکات ندادند و می خواستند مرا به قتل برسانند وقتی سخن ولید به گوش آن قبیله رسید نزد رسول خدا ص آمدند و گفتند : « يا رسول الله لقد كذب الوليد » یعنی ای رسول خدا ولید دروغ گفته پیامبر ص با دست بر شانه علی بن ابی طالب ع زد و فرمود : « لأبعثن إليكم رجلا عندي كنفسي » یعنی مردی را نزدتان می فرستم که مانند خود من است آنگاه آیه شریفه در باره ولید نازل شد. ( تفسیر فرات کوفی فرات بن ابراهیم کوفی ص 427 و المعجم الاوسط طبرانی ج 4 ص 133 و مناقب علی بن ابی طالب احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی ص 108 )
به روایت علی بن ابراهیم قمی آیه شریفه در باره ماریه قبطیه نازل شده که عایشه به او تهمت زنا زده بود در این روایت آمده: عایشه به رسول خدا ص گفت : « ان إبراهيم ليس هو منك وإنما
هو من جريح القبطي فإنه يدخل إليها في كل يوم » یعنی ابراهیم پسر تو نیست بلکه پسر جریح قبطی است که هر روز با ماریه رابطه جنسی داشته رسول خدا ص خشمگین شد و به امیر المؤمنین ع فرمود : « خذ السيف واتني برأس جريح » یعنی شمشیرت را بردار و سر جريح را برایم بیاور امیر المؤمنین ع عرض کرد : « بأبي أنت وأمي يا رسول الله انك إذا بعثتني في أمر أكون فيه كالسفود المحماة في الوبر فكيف تأمرني أثبت فيه أو امض على ذلك ؟ » یعنی پدر و مادرم به فدایت ای رسول خدا مرا دستور دادی که مانند سیخی گداخته از آتش باشم در میان انبوهی از کُرک و پشم آیا بروم و دستورت اجرا کنم یا درنگ و تأمل نمایم ؟ رسول خدا ص فرمود : « بل تثبت » یعنی بلکه درنگ و تأمل کن امیر المؤمنین ع آمد تا چشم جریح بر آن حضرت افتاد گریخت و از درخت نخلی بالا رفت همانجا عورتش را نمایان ساخت و گفت : « يا علي . . . اني مجبوب » یعنی ای علی . . . خایه من بریده شده و من اخته ام . . . آنگاه آیه شریفه نازل شد.
( تفسیر قمی علی بن ابراهیم قمی ج 2 ص 318 و با اختلاف در الفاظ رسالة حول خبر ماریة شیخ مفید ص 16 تا 18 و الاستیعاب ابن عبد البر ج 4 ص 1912 و انساب الاشراف احمد بن یحیی بن جابر بلاذری ج 1 ص 450 )
در روایت اخیر اهل سنت از عایشه ذکری به میان نیاورده اند بلکه از مردی منافق سخن به میان آورده اند روایات شیعه نیز بدون سند است اشکال این روایت این است که پیامبر ص را فردی معرفی کرده که بدون تحقیق در باره جرم انسانها دستور
قتلشان را صادر می کند و این با « خُلق عظیم » آن حضرت سازگاری ندارد .
٧- وقتی پای اعتماد به افراد در میان باشد ببینید این افراد چقدر صداقت دارند و به صداقتشان نگاه کنید نه به ظاهرشان زیرا چه بسا فردی ظاهر الصلاح باشد اما صداقت نداشته باشد و بالعکس .
امام صادق ع فرمود : « لا تغتروا بصلاتهم ولا بصيامهم فإن الرجل ربما لهج بالصلاة و الصوم حتى لو تركه استوحش ولكن اختبروهم عند صدق الحديث وأداء الأمانة » یعنی گولِ نماز و روزه آنها را نخورید چه بسا مردی به نماز و روزه عادت کرده باشد و به آن دلبستگی پیدا کرده باشد طوری که اگر آن را ترک کند دچار دلتنگی شود آنها را به راستگویی و امانتداری امتحان کنید ( کافی شیخ کلینی ج 2 ص 104 )
و فرمود : « لا تنظروا إلى طول ركوع الرجل و سجوده فإن ذلك شئ اعتاده فلو تركه استوحش لذلك ولكن انظروا إلى صدق حديثه وأداء أمانته » یعنی به طولانی بودن رکوع و سجود کسی نگاه نکنید زیرا این چیزی است که به آن عادت کرده و از ترک آن دچار دلتنگی می شود بلکه به صداقت و امانتداری او نگاه کنید ( کافی شیخ کلینی ج 2 ص 105 و با اختلاف اندک در لفظ مشکاة الانوار فی غرر الاخبار شیخ علی طبرسی ص 164 )
رسول خدا ص نیز فرمود : « لا تنظروا إلى كثرة صلاتهم وصومهم وكثرة الحج والمعروف و طنطنتهم بالليل انظروا إلى صدق الحديث وأداء الأمانة » یعنی به بسیاری نماز و روزه آنها و به بسیاری حج و نیکی و احسانشان و نیز به تلاوت شبانه شان نگاه نکنید بلکه به راستگویی و امانتداری آنها نگاه کنید ( امالی شیخ صدوق ص 379 و عیون اخبار الرضا شیخ صدوق ج 2 ص 56 و روضة الواعظین فتال نیشابوری ص 373 و اختصاص شیخ مفید ص 229 و مشکاة الانوار فی غرر الاخبار شیخ علی طبرسی ص 109 )
بر اساس همین روایات است که میرزای قمی به یک کافر صادق بیشتر اعتماد دارد وی می گوید : « فإنه قد يكون الاعتماد على الكافر الثقة أكثر من الفاسق الغير المتحرز عن الكذب » یعنی اعتماد به یک کافر ثقه و با صداقت بیشتر است از اعتماد به یک فاسقی که از دروغ گفتن ابایی ندارد ( قوانین الاصول میرزای قمی ص 457 )
قرآن در باره افراد متظاهر می فرماید : « وَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَ إِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ ۖ » یعنی وقتی آنها را می بینی ظاهر عوام غریبشان تو را شگفت زده می کند و وقتی حرف می زنند شیفته گفتارشان می شوی و چنان اعتماد تو را جلب می کنند گو اینکه مانند چوبهایی ضخیم و محکمند که می توان به آنها تکیه داد و اتکاء نمود آیه 4 سوره منافقون )
و نیز می فرماید : « وَ مِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ » یعنی بعضی از مردم در دنیا چنان جذاب سخن می گویند که گفتارشان تو را شگفت زده می کند آنها به تو اظهار محبت می کنند و خدا را شاهد می گیرند که از تهِ قلبشان تو را دوست دارند و حال اینکه نسبت به تو از همه بیشتر دشمنی دارند (آیه 204 سوره بقره )
ای فلک آل علی را از وطن آواره کردی
زان سپس در کربلاشان بردی و بیچاره کردی
تاختی از وادی ایمن غزالان حرم را
پس اسیر پنجهٔ گرگان آدمخواره کردی
جسم پاک شیرمردان را نمودی پاره پاره
هم دل شیر خدا را زین مصیبت پاره کردی
گوشوار عرش رحمن را بریدی سر، پس آنگه
دخترانش را ز کین بیگوشوار و یاره کردی
جبههٔ فرزند زهرا را ز سنگ کین شکستی
تو مگر ای آسمان! دلرا ز سنگخاره کردی
تا کنی خورشید عصمت را به ابر کینه پنهان
دشت را ز اعدای دین پرثابت و سیاره کردی
جورها کردی از اول در حق پاکان ولیکن
در حق آل پیمبر جور را یکباره کردی
کودکی دیدی صغیر اندر میان گاهواره
چون نکردی شرم و ازکین قصد آن گهواره کردی
چاره میجستند در خاموشی آن طفل گریان
خود تو در یک لحظه از پیکان تیرش چاره کردی
سوختی از آتش کین خانهٔ آل علی را
وایستادی بر سر آن آتش و نظّاره کردی
خانمان آل زهرا رفت بر باد از جفایت
آوَخ از بیداد و داد از جور و فریاد از جفایت
آسمانا جز به کین آل پیغمبر نگشتی
تا نکُشتی آل زهرا را از این ره برنگشتی
چون فکندی آتش کین در حریم آل یاسین
ز آه آتش بارشان چون شد که خاکستر نگشتی
چون بدیدی مسلم اندر کوفه بییار است و یاور
از چهرو او را در آن بییاوری یاور نگشتی
چون دو طفل مسلم اندر کوفه گم کردند ره را
از چه آن گمگشتگان را جانبی رهبر نگشتی
چون به زندان عبیدالَّه فتادند آن دو کودک
از چه رو غمخوار آن دو کودک مضطر نگشتی
چون تن آن کودکان از تیغ حارث گشت بیسر
از چه رو بیتن نگشتی از چه رو بیسر نگشتی
چون شدند آن کودکان از فرقت مادر گدازان
از چه رو بر گِرد آن طفلان بیمادر نگشتی
چون حسینبن علی با لشکرکین شد مقابل
از چه پشتیبان آن سلطان بیلشگر نگشتی
چون دچار موج غم شد کشتی آل محمد
از چه رو ای زورق بیداد! بیلنگر نگشتی
خانمان آل زهرا رفت بر باد از جفایت
آوَخ از بیداد و داد از جور و فریاد از جفایت
ملکالشعرای بهار
ترجیعات در رثاء سید الشهداء ع